تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
در روز چهاردهم ، برخاست . مردم را فريب داد ، كه من بردى پسر كوروش برادر كبوجيه ، هستم . پس از آن تمام مردم بر كبوجيه شوريدند . پارس ، ماد و نيز ساير ايالات به طرف او رفتند . او تخت را تصرّف كرد . در ماه گرم‌پد ، روز نهم بود ، كه او تخت را تصرّف كرد . پس از آن كبوجيه مرد ، بدست خود كشته شد » .

بند دوازدهم

« داريوش شاه ميگويد : اين اريكه سلطنت ، كه گئوماتاى مغ از كبوجيه انتزاع كرد ، از زمان قديم در خانواده ما بود . بنابراين گئوماتاى مغ پارس ، ماد و ممالك ديگر را از كبوجيه انتزاع كرد ، به خود اختصاص داد ، او شاه شد » .

بند سيزدهم

« داريوش شاه ميگويد : كسى از پارس و ماد يا از خانوادهء ما پيدا نشد ، كه اين سلطنت را از گئوماتاى مغ بازستاند . مردم از او ميترسيدند ، زيرا عده‌اى زياد از اشخاصيكه برديا را مىشناختند ، ميكشت . از اين جهت ميكشت ، كه ( خيال مىكرد ) كسى نداند ، من برديا پسر كوروش نيستم . كسى جرئت نميكرد ، چيزى دربارهء گئوماتاى مغ بگويد ، تا اينكه من آمدم ، از اهورمزد يارى طلبيدم ، اهورمزد مرا يارى كرد . در ماه باغ ياديش ، روز دهم ، من با كمى از مردم اين گئوماتاى مغ را ، با كسانى كه سردستهء همراهان او بودند ، كشتم . در ماد قلعه‌اى هست ، كه اسمش سىك‌ى هواتيش و در بلوك نيساى است ، آنجا من او را كشتم ، پادشاهى را از او باز ستاندم ، بفضل اهورمزد شاه شدم ، اهورمزد شاهى را به من اعطا كرد » .

بند چهاردهم

« داريوش شاه ميگويد : سلطنتى را ، كه از دودمان ما بيرون رفته بود ، برقرار كردم ، آن را به جائى كه ، پيش از اين بود ، باز نهادم ، بعد چنين كردم : معابدى را ، كه گئوماتاى مغ خراب كرده بود ، براى مردم ساختم ، مراتع ، احشام و مساكنى را ، كه گئوماتاى مغ از طوايف گرفته بود ، به آنها برگرداندم « 1 » . مردم پارس ، ماد و ساير ممالك را باحوال سابق آنها رجعت دادم . بدين نهج ، آنچه كه انتزاع شده بود ، باحوال پيش برگشت . بفضل اهورمزداين كارها
هامش
( 1 ) - بجاى ( مراتع ) بعضى ( بازار ) خوانده‌اند .