هرودوت و كتيبهء داريوش ديده مىشود ، رويهمرفته در كليات توافقى بين آنها هست و بعض محققين ، مانند والس « 1 » به اين عقيدهاند ، كه هرودوت اين واقعه را موافق گفتههاى زوپير نوشته و او نبيرهء بغابوخش ، همدست داريوش ، بود . زوپير ، چنان كه بالاتر گفته شد و پائينتر نيز بيايد ، از ايران مهاجرت كرده در يونان توّطن يافت .
واقعهء گئوماتاى مغ مىرساند ، كه ايرانيها و اهالى ممالك تابعه از سلطنت كبوجيه بيزار بودهاند ، زيرا داريوش ميگويد : بعد از رفتن او بمصر ، مردم از او برگشتند و اخبار دروغ در پارس و ساير ممالك منتشر شد . اخبار دروغ شايد همان قضيهء ديوانه شدن او باشد ، كه داريوش در سند رسمى ميبايست بطور مبهم و در چند كلمه ، چنان كه ذكر كرده ، برگذار كند . كارهاى بىرويهء كبوجيه ، آن هم بعد از شاهى مانند كوروش بزرگ ، و نتيجهاى ، كه از آن حاصل شد ، يعنى فترت هفت ماهه ، شيرازهء دولت بزرگ ايرانرا از هم مىگسيخت ، كه زمامدارى بداريوش رسيد و ، چنان كه بيايد ، او پس از لشكركشىها و جنگهاى عديد ، از نو شالودهء محكمى براى وحدت آن ريخت . كتيبهء بيستون ، چنان كه از تحقيقات محققين معلوم شده ، بيانيهء متحد المآلى است ، كه از طرف داريوش بايالات ايران فرستاده شده بود ، زيرا نسخههاى آنرا بزبانهاى مختلف در بابل و مصر يافتهاند . تاريخ اين كتيبه را بين 521 و 515 ق . م تصوّر كردهاند ، بعضى عقيده دارند ، كه در تاريخ آخرى كنده شده است . در خاتمهء اين مبحث لازم است ، راجع به اين نكته تذكرى داده شود : داريوش در كتيبهء خود گويد گئومات معابد را خراب كرد و من از نو آنها را تعمير كردم . گنگى اين جاى كتيبه باعث حدسهائى گرديده . عقيدهاى ، كه يوستى عالم آلمانى اظهار كرده ، شايد بحقيقت نزديكتر باشد . او گويد كه مغ ياغى زرتشتى متعصب بوده و ، چون در مذهب زرتشت ساختن معابد ممنوع است ، ( چه پيروان آن عقيده دارند ، كه خدا را در همهجا ميتوان پرستيد ) ، امر بخراب كردن معابد كرده بود . در جاى خود از اين مسئله مشروحتر صحبت خواهد شد .
هامش
( 1 ) -Wells .