تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
براى چه مقدّس مىدانند ، در مسائل مذهبى داخل شده‌ام ، نميخواهم در اين مبحث وارد شوم و آن‌چه هم ، كه تا حال گفته‌ام ، برحسب ضرورت بود . هر نوع حيوانى پاسپانى دارد و اين شغل از پدر به پسر ميرسد . شهرىها عادت دارند ، كه نذر براى خداى نوعى از حيوانات كنند و نذر چنين است ، كه تمام موهاى سر اطفالشان يا قسمتى را از آن مىزنند و بعد آن را كشيده معادل آن نقره به پاسپان حيوانى ، كه براى خداى آن نذر كرده‌اند ، ميدهند و او با اين پول ماهى خريده و آن را ريزريز كرده به حيوان مىخوراند . اگر كسى چنين حيوانى را بكشد ، مجازاتش اعدام است و اگر سهوا كشته باشد ، جزاى نقدى ميدهد » . « گربه نزد مصريها مقدس است و ، چون حريقى روى دهد ، مصريها محل حريق را احاطه ميكنند ، ولى بخاموش كردن آتش توجّهى نداشته تمام حواسشان مصروف بر اين است ، كه نگذارند گربه‌ها رو به آتش روند . باوجوداين گربه‌ها از وسط مردم گذشته يا از روى آنها جسته به طرف آتش ميروند و در اين وقت مصريها غرق ماتم مىشوند . اگر گربه در خانه‌اى بمرگ طبيعى بميرد ، تمام اهل خانه موهاى ابروان را ميزنند . اگر سگى بميرد ، موهاى سر و تمام بدن را مىچينند . گربه‌هاى مرده را بامكنهء مقدّسه مىبرند و پس از اينكه بلسان كردند در شهر بوباك‌تيس دفن مىكنند » ( همان‌جا ، بند 66 ) . راجع به بزمجه و اسب آبى هرودوت گويد ، كه بعض مصريها آنها را مقدس مىدانند و برخى اين اعتقاد را ندارند . در تب ما رهائى هست ، كه ضرر به انسان نميرسانند و دو شاخ دارند . اينها هم مقدس‌اند و مردهء آنها را در معبد زوس ( يعنى خداى بزرگ ) دفن مىكنند . بعد هرودوت از مارهاى پردار عربستان صحبت كرده مىگويد « اينها در اوّل بهار به طرف مصر مىپرند ، ولى لكلك‌ها از طرف مصر باستقبال آنها پريده مانع از عبور مارها مىشوند ، اين است كه مصريها اين مرغان را محترم ميدارند . من براى ديدن اين مارها به محلى ، كه در نزديكى ( بوت ) است رفتم و استخوانهاى زيادى از مارها ديدم ، ولى معلوم است ، كه مارهاى پردار را