مملكتى نداشتهاند . در اين صورت براى چه خودشانرا قديمترين مردم ميدانستند و اطفال را آزمايش ميكردند ، تا بدانند بچه زبان حرف خواهند زد ، ولى عقيدهء من اين است ، كه مصريها از زمانى ، كه بشر بوجود آمده ، بودهاند و بمرور از مصر عليا بمصر سفلى رفتهاند . اگر عقيدهء ما صحيح است ، پس ينيانها در اشتباهاند ، هرگاه عقيدهء ينيانها صحيح است ، پس يونانيها و ينيانها غلط حساب ميكنند ، كه ميگويند تمام روى زمين بسه قسمت تقسيم مىشود : اروپا ، آسيا ، ليبيا . زيرا اگر مصبّ نيل نه جزو آسيا است و نه جزو ليبيا ، پس بايد بگويند بخش چهارم است . . . » بالاخره هرودوت به اين نتيجه ميرسد ، كه مصر بين آسيا و ليبيا است . بايد درنظر داشت ، چنان كه از نوشتههاى او پائينتر روشن خواهد بود ، مقصود مورّخ مذكور از ليبيا ليبياى كنونى نيست ، او تمام افريقاى معلوم آن روز را غير از مصر ليبيا مينامد .
پس از آن هرودوت تحقيقاتى راجع به نيل و اينكه از كجا شروع مىشود و چرا طغيان مىكند و ساير مطالب ، كه راجع به اين رود است ، كرده ميگويد ( همانجا ، بند 35 - 43 ) : « مصر چيزهاى ديدنى زياد دارد و ، چنان كه بين نيل و ساير رودها فرق است ، مصريها هم از حيث اخلاق و عادات غير از ساير مردمانند . در مصر زنها بميدان ميروند و دادوستد ميكنند ولى مردان در خانه نشسته بنسّاجى مشغولند . مردها بار را روى سر ميگذارند و زنها روى شانه . غذا را در كوچهها خورند ، قضاى حاجت را در خانهها كنند و گويند ، آنچه را كه زيبنده است ، بايد در ملأ عام كرد و آنچه را ، كه نميزيبد ، در نهان « 1 » . زن نميتواند كاهنهء رب يا ربة النوعى شود ، كاهنان هر دو مردند . پسران مجبور نيستند از والدين خود نگاهدارى كنند ، ولى دختران به اين امر مكلفاند ، و لو اينكه والدين آنها نخواهند . كاهنان مردمان ديگر زلفهاى دراز دارند ، كاهنان مصرى ، به عكس موهاى خودشانرا مىبرند . در ساير جاها اقرباى نزديك متوفى بعلامت عزا موهاى خودشان را ميزنند ، مصرىها به عكس در ايّام عادى موها را ميزنند و در موقع عزا ميگذارند برويد . ملل ديگر جدا از حيوانات زندگانى ميكنند ، مردم مصر به عكس با حيوانات
هامش
( 1 ) - مفهوم مخالف اين است ، كه يونانيها بعض كارهائى را ، كه زيبندهء ملأ عام نبوده ، آشكارا ميكردهاند .
اخبارى هم ايننظر را تأييد مىكند .