تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
كتاب يا مؤلف آن را ذكر كرده باشند و بسا ، كه يك روايت هرودوت در كتب چند مورّخ قرون بعد تكرار مىشود . اما اينكه هرودوت چنان روايت كرده ، جهت معلوم است : مصريها ، چنان كه پائين‌تر بيايد ، از تسلط آسيائىها بر مصر هميشه متنفر بودند و براى اعادهء استقلال خودشان در هر موقع بهر وسيله متشبث ميشدند . يونانىها هم نسبت بحكومت ايرانىها در مصر خيلى بدبين و همواره درصدد بودند ، كه مصر از ايران مجزّا شود ، تا در منطقهء تجارتى يونان درآيد . چون پائين‌تر اين مطلب كاملا روشن خواهد بود ، عجالتا بيش از اين با طناب قائل نشده مىگذريم . خلاصه آنكه ، با بدست آمدن نوشته‌هاى اوجاگوررسنت و ستل‌هائى ، كه در موزه لوور است ، نمىتوان روايت هرودوت و نوشته‌هاى مورّخين ديگر يونانى را تماما صحيح دانست و شكى نيست ، كه درباره كبوجيه راه مبالغه پيموده‌اند ، ولى اين را هم بهرحال نمىتوان منكر شد ، كه كبوجيه خيلى شديد العمل بوده و رفتار كوروش را با ملل مغلوبه نداشته ، زيرا در يك جاى نوشته اوجاگوررسنت اين عبارت ديده مىشود : « من اهالى را در موقع بزرگترين بليه‌اى ، كه براى تمام مملكت رو داد و نظير آن در جائى از دنيا نبود ، نجات دادم » . بهرحال از اسناد رسمى مصر واضح است ، كه مصريها كبوجيه را زاده ( را ) و فرعون قانونى خود دانسته به اين عقيده بودند ، كه با رفتن او بمصر سلسلهء بيست و ششم مصرى ، يا سلسلهء پادشاهان سائيس ، منقرض شده و كبوجيه سلسلهء 27 را تاسيس كرده . مان‌تن مورّخ مصرى هم شاهان هخامنشى را از كبوجيه تا اردشير دوّم سلسلهء 27 فراعنه دانسته . پس از آن ، از جهت عزّت ملى « 1 » يا ملاحظه سياسى ، در ميان مصريها داستانى شيوع يافت مبنى بر اينكه ، اگر حق كبوجيه بتخت و تاج مصر بيش از سلسلهء سائيس نباشد ، بهرحال كمتر نيست ، چه كوروش نىت‌تيس « 2 » دختر آپريس پادشاه مصر را ، در حرم خود داشت و پسر او كبوجيه بمصر قشون كشى كرد ، تا مملكت جدّ مادريش را از چنگال آمازيس غاصب بيرون آرد . هرودوت
هامش
( 1 ) -Amour - propre national( 2 ) -Nitetis .