تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
زيرا از نفوذ آنها كاسته بود . بعد ، اين روحانيون كوروش را به تسخير بابل تشويق كرده‌اند و شاه پارس بواسطهء نفاق درونى به آسانى بر بابل دست يافته . اين نظرى است ، كه از اعلاميه‌ها حاصل مىشود ولى اسنادى مىرساند ، كه كوروش در مدّت هفت سال در خيال تسخير بابل بوده و فقط در سال هفتم بجنگ قطعى مبادرت كرده ، زيرا در سالنامه‌هاى رسمى بابلى در سال دهم سلطنت نبونيد ، يعنى يكسال بعد از تسخير ليديّه ، اشاره به پيدا شدن عيلامىها در اكد و تعيين يكنفر والى در آنجا شده و تصوّر ميكنند ، كه اين والى از طرف كوروش معين شده بود . سالنامه‌هاى بين سال 12 و 16 سلطنت نبونيد بدست نيامده ، ولى در سال 17 چنين نوشته‌اند : « در تموز كوروش در اپيس ، در ساحل ترعهء زلزلات با قشون اكد جنگيد و اين مردم را شكست داد . هرقدر آنها جمع ميشدند ، باز شكست مىخوردند . در چهاردهم ، سيپ‌پار بىجنگ تسخير شد و نبونيد فرار كرد . در 16 ( تصوّر ميكنند كه 16 تشرين بوده . م . ) اوگ‌بارو « 1 » ( يعنى گئوبروو ) والى گوتىها با قشونش وارد بابل شد ، نبونيد از جهت كنديش در بابل اسير گشت . تا آخر ماه ، سپرهاى گوتيها دروازهء معبد اساهيل را « 2 » محاصره كرده بود . نيزه‌اى داخل اين مكان مقدّس نشد ، بيرقى را به آنجا نبردند . در سوّم ( مرهش‌وان ) خود كوروش وارد بابل شد و به شهر مصونيت داد . كوروش احوال صلح را بتمامى شهر اعطا كرد . اوگ‌بارو را والى قرار داد . از ماه كسلو تا آزر خدايانى را ، كه نبونيد به بابل آورده بود ، بشهرهايشان برگردانيدند . در شب يازدهم مرهش‌وان اوگ‌بارو بجنگ رفت و پسر پادشاه را كشت . از 27 آزر تا سوّم نيسان اكد عزادار بود » « 3 » . اين است مضمون اسناد بابلى كه متأسفانه بعض جاهايش خراب شده . امّا اينكه كوروش در اين مدّت چه ميكرده درست معلوم نيست . بعضى گويند ، كه
هامش
( 1 ) -Ugbaru .( 2 ) - اساهيل يعنى خانهء بزرگ مردوك . ( 3 ) - تورايف ، تاريخ مشرق قديم ، صفحهء 164 .