تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
از دنيا رفت . چيزى را ، كه من به تو مىدهم و براى جسد او است بپذير » . در اينوقت گاداتاس و گبرياس وارد شده مقدارى زياد زينت‌هاى گران‌بها آوردند ، بعد كوروش سخن خود را دنبال كرده گفت : « افتخارات ديگرى براى او ذخيره شده ، براى او مقبره‌اى خواهند ساخت ، كه درخور مقام تو و او باشد و قربانيهائى خواهند كرد ، كه شايان يكنفر دلير است . امّا درباره خودت ، بايد بدانى ، كه بىكس نخواهى بود ، من بعقل و ساير صفات حميدهء تو با احترام مىنگرم ، من كسى را ميگمارم ، كه بهرجا خواهى به روى ، راهنماى تو باشد . همينقدر بگو ، كه كجا ميخواهى به روى » . پان‌ته‌آ - « كوروش ، بيهوده به خود رنج مده ، من از تو پنهان نخواهم داشت ، كه كجا ميل دارم بروم » .

خودكشى پان‌ته‌آ

بعد كوروش رفت ، و بىاندازه متأسف بود از حال زنى ، كه چنين شوهرى را از دست داده و از وضع شوهرى ، كه چنين زن را ديگر نخواهد ديد . پس از رفتن او پان‌ته‌آ خواجه‌هايش را ، به اين بهانه ، كه ميخواهد تنها براى شوهر خود سوگوارى كند ، دور كرد ، فقط دايه‌اش را نگاهداشت و به او گفت ، پس از اينكه من مردم ، جسد من و شوهرم را با يك قالى بپوش . دايه‌اش هرچند كوشيد ، كه او را از خودكشى باز دارد ، موفق نشد و ، چون ديد ، كه حرفهايش نتيجه ندارد ، جز آنكه خانمش را برآشفته‌تر مىكند ، نشست و بگريه و زارى پرداخت . پان‌ته‌آ در حال خنجرى را ، كه از ديرگاه با خود داشت ، كشيده ضربتى به خود زد و سرش را بر سينه شوهرش گذارده جان تسليم كرد . دايه فريادهاى دردناك برآورد و بعد جسد زن و شوهر را ، چنان كه پان‌ته‌آ گفته بود ، پوشيد . به زودى خبر اين اقدام پان‌ته‌آ به كوروش رسيد و او با حال اضطراب بتاخت آمد ، تا مگر بتواند علاجى بينديشد . خواجه‌هاى پان‌ته‌آ ، چون از قضيه آگاه شدند ، هر سه خنجرها را كشيده در همانجا ، كه بودند ، انتحار كردند . پس از اين منظره دهشت‌ناك ، كوروش با دلى دردناك و پر از حسّ تقديس براى پان‌ته‌آ به منزل برگشت . بعد با مراقبت او مراسم دفن باشكوهى براى زن و شوهر به عمل آمد و مقبرهء وسيعى براى آنها ساختند .