تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
پس از آن سردار پارسى ساخلوى در فريگيه گذارده با سپاه خود وعدهء زيادى از سوار و پيادهء سبك اسلحهء فريگى بيرون رفت ، زيرا كوروش چنين دستور داده بود : « بعد از ملحق شدن قشون آدوسيوس بسپاه هيستاسپ ، از اهالى فريگيه آنهائى را ، كه مطيع ميشوند ، با اسلحه نزد من آرند و كسانى را ، كه تمكين نميكنند ، خلع اسلحه كرده با فلاخن عقب قشون حركت دهند » . پس از آن كوروش ساخلوى نيرومند از پياده نظام در سارد گذاشته با كرزوس و با عرّابه‌هاى زياد ، كه پر از اشياء گرانبها بود ، حركت كرد . كرزوس قبل از حركت فهرستى از اشياء هر گردونه نوشته به كوروش داد و گفت : « بوسيلهء اين فهرست تو خواهى دانست ، كى اشياء تو را حفظ كرده » . كوروش جواب داد : « كارى ، كه كرده‌اى خوب است ، ولى چون قسمتى از اين مال از آن كسانى است ، كه بدست خود آنها سپرده شده ، اگر چيزى بدزدند از مال خودشان دزديده‌اند » . با وجود اين فهرست را بدوستان خود و برؤساء عمده داد ، تا تحقيق كرده بدانند از از مستحفظين كى درست است و كى نادرست . كوروش ليديهائى را ، كه اسلحهء خوب ، اسبها و عرّابه‌هاى قشنگ دوست ميداشتند ، با خود همراه برد و به آنها اسلحه داد ، ولى كسانى را ، كه ميديد ، پژمرده راه ميروند ، تنبيه ميكرد . توضيح آنكه اسلحه‌شان را گرفته در آتش ميسوخت و بعد فلاخن به آنها ميداد . او عقيده داشت ، كه اين اسلحه شايان برده‌هاست ، ولى نه از اين جهت كه فلاخن‌داران ، وقتى كه با ساير قسمتهاى قشون مخلوطاند ، مفيد نباشند ، بلكه از اين حيث ، كه آنها بىسپاهيان ديگر هرگز نميتوانند از عهدهء يك مشت سربازانى ، كه براى جنگ تن‌بتن مسلح شده‌اند ، برآيند ( اين نكته قابل توجه است ، زيرا سپاه ايران بعدها عادت كرد باينكه از دور جنگيده از جنگ تن‌بتن احتراز ورزد و نتوانست در مقابل يونانيها بهره‌مند باشد . م . ) . وقتى كه كوروش از سارد به طرف بابل حركت ميكرد ، فريگيهء بزرگ ( مقصود كزنفون فريگيهء عليا است ) و كاپادوكيه و اعراب را مطيع كرده با اسلحهء اين مردمان مختلف چهل هزار سوار پارسى بياراست و