گرفته باسارت برد . مردم مزبور در آذربايجان ، در طرف جنوبى درياچهء اروميه ميزيستند و با ماديها قرابت داشتند اين شخص بر خلاف معمول آسوريها ، باوجود اينكه اسير شد ، زنده ماند و او را به محلى در شام موسوم به ( حماة ) « 1 » تبعيد كردند . ( ديااكّو ) را بعض محققين با نخستين شاه ماد ، كه هرودوت اسمش را ( ديوكس ) نوشته ، تطبيق كردهاند . اين ظنّ از شباهت نام و نيز از اينجا حاصل شده ، كه آسورىها ولايت ديااكّو را در ماد بعد از تبعيد او بشام بيت ديااكّو ، يعنى خانهء ديااكو ناميدهاند . پس از اين واقعه 22 نفر از اميران و بزرگان ماد بپاى پادشاه آسور افتاده با سوگند به او بيعت كردند . از كتيبههاى آسورى ديده مىشود كه در سلطنت سارگن دوّم ( 722 - 701 ق . م ) پسر او ( سناخريب ) « 2 » ، والى آسور در يكى از ايالات شمالى ، به پدر خود مينويسد ، كه مردمان زياد از طرف شمال بمملكت وان فشار مىدهند و ( ارگيشتى دوّم ) پادشاه وان با زحمت مقاومت مىكند . ولات ديگر آسور اين مردمان را گامّيرا مينامند ، تورية اين مردم را ( جومر ) و مورّخين يونانى كيمروى « 3 » ناميدهاند . پيدايش اين مردم قوى و سلحشور ، كه از سواحل درياى آزوف و از راه قفقاز بحوالى فلات ايران آمده بودند ، چنان كه از تورية ديده مىشود ، وحشت غريبى در آن زمان ايجاد كرده بود . اشعياء گويد ( كتاب اول باب پنجم ) « 4 » : « بنابراين خشم خداوند بر قوم خود مشتعل شده و دست خود را بر ايشان دراز كرده ، ايشان را مبتلا ساخته است و كوهها بلرزند و لاشهاى ايشان در ميان كوچهها مثل فضلات گرديده . باوجود اينهمه ، غضب او برنگرديد و دست وى تاكنون دراز است و علمى بجهة امتهاى بعيد برپا خواهد كرد و از اقصاى زمين براى ايشان صفير خواهد زد و ايشان تعجيل كرده به زودى خواهند آمد . . .
تيرهاى ايشان تيز و تمامى كمانهاى ايشان زده شده است . سمهاى اسبان ايشان
هامش
( 1 ) - يكى از قديمترين شهرهاى سوريه .
( 2 ) - سخاريب تورية .
( 3 ) -Kimmeroi( حالا اروپائيهاCimmeriensگويند ) .
( 4 ) - در اينجا و جاهاى ديگر اين تأليف ، مؤلّف نوشتههاى تورية را ، چنان كه مترجمين آن به فارسى ترجمه كردهاند ، درج كرده ، بنابراين اسلوب انشاء از مترجمين است و ربطى بمؤلّف ندارد .