مادى و لاجورد بود « 1 » ، به نينوا رفته حمايت سلطان آسور را درخواست كردهاند .
از اين ببعد حدود آسور از ماد هم گذشته بصفحات مجاور آن از طرف مشرق امتداد يافت . از قرائن چنين به نظر مىآيد ، كه در اين زمان حدود دولت آسور از طرف مشرق به كنار كوير بزرگ ( لوت ) رسيده بود و آسورىها اين حدّ را آخر دنيا تصوّر ميكردند .
در اين عهد ، كه بيشترش راجع بزمانى است ، كه دولت بزرگ ماد هنوز تشكيل نشده بود ، حدود اراضى مادىنشين ، موافق آنچه از كتيبههاى آسورى برمىآيد ، چنين بوده : ولايت همدان ، آذربايجان ، قسمتى از كردستان و كرمانشاه .
بنابراين همسايه ماد در اين عهد از طرف شمال غربى دولت آرارات بود و پايتخت آن را چنان كه در فوق ذكر شد وان مىناميدند . از طرف جنوب مادىها با كلده و عيلام يا با متصرفات آنها همجوار بودند . بعدها وقتى كه دولت ماد قوّت يافت حدود خود را توسعه داد چنان كه در ذيل بيايد . از تاريخ بابل و عيلام روشن است ، كه صفحاتى از قسمت غربى فلات ايران در تحت سلطه و نفوذ بابل بود و ، وقتى كه آسور قوّت مىيافت ، اين صفحات و ولايات ماد در تحت تسلط آسور درميامد . از اينجا معلوم است ، كه سكنهء اين قسمتهاى فلات ايران در مدّت قرون عديده با اخلاق و عادات و تمدّن بابلى و آسورى آشنا شده در تحت تأثير آن درآمده بودند . اين نكته براى فهم بعض تفاوتها ، كه در قرون بعد بين آريانهاى غربى و شرقى مشاهده مىشود ، اهميت دارد و نيز بايد درنظر داشت ، كه كوهها و جاهاى مستحكم صفحات غربى فلات ايران براى سكنهء ماد و غيره پناهگاههائى از ظلم و جور آسوريها بود ، هر زمان موقع و فرصتى بدست آنها ميافتاد ، بر ضدّ آسور قيام ميكردند و قشونكشىهاى پىدرپى آسوريها به اين صفحات ، خراب كردن شهرها ، نابود ساختن اهالى ، بردن اسراى زياد با اين مقصود به عمل ميامد ، كه اهالى را ضعيف و ناتوان كنند . اين فشارها و صدمات بالاخره ماديها را به خود آورده متحدّ كرد ، از اين زمان دولتهاى كوچك ملوك الطوائفى ماد بهم پيوستند و بناى دولت بزرگ ماد گذارده شد .
هامش
( 1 ) -Lapis - lazuli .