تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
تصميم كردند ، كه از دست رنج ديگران تعيش كنند . اين بود كه در بهار هر سال آسوريها به تاخت‌وتاز در ممالك مجاوره ميپرداختند ، با اين مقصود كه مملكتى را باج‌گذار يا ممالك و شهرهاى ياغى را غارت كنند ، از اهالى هر قدر لازم بدانند بكشند و باقى را به اسارت بمملكت خود برده و به كارهاى سخت واداشته در فراوانى و ناز و نعمت بزيند . طبيعى است كه دولت آنها موافق اين مقصود درست شده بود و از حيث تشكيلات و ترتيبات شبيه دولت بابل نبود . در سومر و بابل شهرها حكمرانانى داشتند موسوم به پاتسى و روحانيينى باعلى درجه قوى و متنفذ ، چنان كه ميتوان گفت ، كه اين دولت ها در واقع دولت‌هاى ملوك الطوائفى و روحانى بودند ، ولى پايهء دولت آسور بر طبقهء زارعين آزاد قرار گرفته بود ، زيرا زارعين قشون آسورى را تشكيل ميدادند و جنگ و تاخت‌وتاز حرفه آنها بود . بنابراين جاى تعجب نيست ، كه آسور دولتى شد جنگى و قشون آسورى سرآمد قشونهاى معاصر . يكى از خصائص آسوريها شقاوت و بيرحمى فوق العاده آنها نسبت بمغلوبين بود . جهت آن را از دو چيز بايد دانست : اولا آسوريها عقيده داشتند ، كه بيرحمى و شقاوت مرضى خدايان و كار ثوابى است ، چنان كه يكى از پادشاهان آسور بدست خود اسرا را كور ميكرد و اين وحشىگرى را پسنديده آسمان ميدانست . ثانيا چون آسوريها قليل العدّه بودند و ممالك تابعه‌شان بعدها خيلى وسعت داشت ، براى جلوگيرى از جدا شدن ممالك بوسائلى متوسل ميشدند ، كه ملل مغلوبه را مرعوب ، ناتوان و در بعض موارد نابود كنند . اين دولت تقريبا هزار سال دوام كرده حدود خود را از هر طرف پيش برد : از طرف مغرب و جنوب غربى دولت ( هيتها ) را معدوم ، فينيقيه و فلسطين را مطيع كرده بمصر دست انداخت . از طرف مشرق و جنوب شرقى تا كوه دماوند و كوير بزرگ ايران پيشرفت ، ماد و پارس را دست نشانده و عيلام را چنان خرابكرد كه اين مملكت چند هزار ساله ديگر كمر راست نكرد . دولت آسور بالاخره بدست ماديها منقرض شد . زبان آسورى همان زبان بابلى بود ، ولى زبان آرامى در اينجا هم بعدها غلبه يافت . خطّ آسورى نيز خطّ ميخى بابلى است . كتيبه‌ها و كتابتهاى زياد از پادشاهان اين مملكت مانده ، زيرا به ضبط وقايع علاقه‌مند بودند . آسوريها