تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
پادشاه نامى عيلام ، بابل را تسخير كرده تمام اشياء نفيسه اين شهر را به شوش برد . از جمله ستل نرم‌سين است ، كه در حفريات شوش بدست آمده و ديگر مجسمهء خداى بزرگ بابليها بل مردوك بود ، كه سى سال در شوش بماند و بعد ببابل ردّ شد . تاخت‌وتاز عيلاميها بالاخره سلسلهء كاسّوها را از پاى درآورده منقرض كرد .

سلسلهء چهارم

در 1184 سلسلهء جديدى موسوم به سلسلهء پاش‌ها كه ، اسم يكى از محلات بابل بود ، برقرار شد . جنگى با عيلام به پيشرفت بابليها روى داد و بر اثر آن مجسمه مردوك را ، كه عيلاميها در جزو غنايم برده بودند ، رد كردند . يكى از معروفترين پادشاهان اين سلسله بخت النصر ( نبو كدنصر ) اوّل بود ، كه حدود بابل را تا درياى مغرب رسانيد و سلطنت او تا 1053 ق . م امتداد يافت .

سلسلهء پنجم

اين سلسله ، كه موسوم به ( بازى ) مىباشد ، از حدود 1052 تا 1032 در صفحات دريائى سلطنت كرد ، لذا اين سلسلهء دوّم دريائى است . در دورهء اين سلسله عيلام باز بابل را گرفت و يكى از پادشاهان عيلام بر تخت بابل نشست ، و ليكن بيش از شش سال دوام نكرد . بابل در زمان اين سلسله به سبب تاخت‌وتاز مردمان صحراگردى موسوم به گوثيان « 1 » از طرف شمال ، و فشار عيلاميها از طرف مشرق ، ضعيف و ناتوان گشت ، بخصوص كه مردم گوثيان مزارع بابلىها را خراب ، شهرهاى مملكت را غارت و معابد را زير و زبر كردند . در اين احوال پادشاه بابل ادادآپلوودّين ، كه تخت بابل را غصب كرده بود ، از پادشاه آسور كمك طلبيده دختر خود را به او داد . عيلاميها هم از موقع استفاده كرده در بابل تسلط يافتند و يكى از پادشاهان عيلام در بابل به تخت نشسته اسم بابلى اختيار كرد . مقارن اين احوال مردم تازه نفس ديگرى موسوم به كلدانىها از طرف شمال شرقى عربستان سر برآورده به بابل حمله كرد و يك مدّعى بر دو مدّعى ديگر ، يعنى آسور و عيلام ، افزود . اين دوره ، كه
هامش
( 1 ) -Gutiens .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 125 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )