بقدرى است ، كه حتى بعض ملل كنونى اروپا هم آن حقوق را بزن ندادهاند ، مثلا موافق قوانين مدنى فرانسه ، زن شوهردار صغيره است و بىاجازهء شوهر نميتواند معاملاتى نسبت باموال خود كند .
سلسلهء دوّم
( 2068 - 1710 ق . م ) پادشاهان اخير سلسلهء اوّل دوچار جنگهاى پىدرپى با پادشاهان سلسلهء دوّم شدند . اسامى يازده نفر از اين سلسله محققا معلوم شده و اوّل شخصى ، كه از اين سلسله در زمان پسر حموربى مستقل شد ، ايلوماايلو « 1 » نام داشت . سلطنت او و جانشينانش بر قسمت جنوبى يعنى بر سواحل خليجپارس بود و بدين سبب اين سلسله معروف بسلسلهء صفحات دريائى است . در فوق گفته شد كه سلسلهء اوّل بواسطهء فشار هيتها منقرض گرديد ، و ليكن تسلط هيتها در بابل دوامى نداشت ، زيرا مردمى ديگر موسوم به كاسّىها ، كه در طرف غربى فلات ايران ميزيستند ، ببابل هجوم آورده هيتها را اخراج و سلسلهاى تأسيس كردند كه موسوم بسلسلهء سوّم است .
سلسلهء سوّم ( كاسّىها )
كاسوها يا كاسيها مردمى بودند ، كه در كوههاى كردستان ( زاگرس ) نزديك كرمانشاه كنونى يا در طرف شمال عيلام ميزيستند . چنان كه بالاتر گفته شد ، بعضى تصوّر كردهاند كه اينها قومى از ملل آريانى بودهاند ، چه رب النوع بزرگ آنها ، يا خداى آفتاب ، سورياش نام داشت و اين لفظ آريانى است ، ولى اين عقيده حائز اكثريت نشده .
اين قوم مملكت بابل را تسخير و سلسلهاى تأسيس كرد ، كه از 1760 تا 1185 ق . م ، سلطنت داشت . معلوم است كه اگر هم اين سلسله آريانى بوده ، بعدها بابلى شده .
در زمان اين سلسله دولت آسور رو بترقى رفت و دو دفعه آسوريها بابل را گرفتند ( در 1275 و در 1100 ق . م ) ، و ليكن تسلط آنها موقتى بود و بالاخره اين جنگها بشكست آسور خاتمه يافت . در زمان اين سلسله روابط حسنهء بابل با مصر حفظ و تشييد ميشد ، چنان كه نوشته جاتى بر اين معنى دلالت دارد و نيز در زمان كاسّىها اسب را براى كشيدن عرابه به كار بردند . در دورهء اين سلسله شوتروك ناخون تا ،
هامش
( 1 ) -Ilu - Ma - Ilu .