قديمترى است ، كه از زمان سومريها وجود داشت ، ولى از اين قوانين عجالة مدوّنى بدست نيامده . اهميت قوانين حموربى فقط از قدمت آن نيست ، بلكه بيشتر از اين حيث است كه حاكى از تمدن عالى بابل در 4 هزار سال قبل مىباشد . چون مندرجات ستل مزبور بهتر از صد صفحه وقايعنويسى درجهء تمدن بابليها را در آن زمان مىرساند و بابل ، چنان كه گذشت ، يكى از دو مركز تمدّن مشرق قديم بود ، خلاصهاى از قوانين مزبوره پائينتر درج مىشود .
حموربى علاوه بر مدوّن مذكور كارهاى ديگر نيز انجام داد ، مانند آنكه ريمسين پادشاه عيلام را از شهر لارسا بيرون كرد ( 2093 ق . م ) . و از اينجا معلوم است ، كه بابل درصدد جمعآورى شهرها و بزرگ كردن مملكت خود بوده .
اوضاع عيلام ، كه همسايهء بابل بود در دورهء سلسله اوّل بابلى درست معلوم نيست و همينقدر روشن است ، كه هرچند شمشوايلونا ، پسر حموربى ، پادشاه عيلام را موسوم كودور مابوك شكست داد ، ولى باز عيلام استقلال داشت و سلسلهء انزانى در آن مملكت سلطنت ميكرد . سرسلسله ( خونبان نومىنا ) نامى بود كه اساس دولت عيلام را برپايهء محكمى نهاد . بارى سلسلهء اوّل بابلى مورد حملات مردم شمالى موسوم به هيتها گرديده منقرض شد .
ستل حمّوربى
اين ستل در ابتدا در شهر سيپپار « 1 » بود و يكى از فاتحين عيلام آن را مانند غنيمت جنگى ، يا علامت فتح بشوش برد .
در شوش نيز چنين ستلى وجود داشت ، ولى فقط پارچههائى از آن بدست آمده .
مدوّن مزبور عبارت است از 282 فرمول ( يا باصطلاح كنونى مادّه ) و تمام اين موادّ چنين انشاء شده : « اگر كسى چنين كند چنان بايد بشود » . در اين مدوّن اصل يا قاعدهء كلى نيست و موادّ موافق دعاوى مدنى و جزائى ، كه در محاكم بابل اقامه مىشده ، تنظيم گشته . موادّ مزبوره به اين نوع امور راجع است : افترا ، قسم دروغى ، دادن رشوه بقاضى ، خريدن شهود ، بيعدالتى قضات ، جنايات بر ضدّ
هامش
( 1 ) - سيپپار ، چنان كه گذشت ، يكى از شهرهاى اكّد بشمار مىرفت .