مصالح آن را از شامات ، عربستان و عيلام طلبيد . در 2450 ق . م مشاهده مىشود ، كه حكومت و اقتدار به شهر اور منتقل و در اينجا سلسلهاى از پادشاهان محلى برقرار شده از اينكه در اين زمان بجاى زبان سامى ، كه معمول زمان سارگن و غيره بود ، زبان سومرى رواج يافت ، ميتوان استنباط كرد كه باز سومرىها قوى شده بودند . دوّمين پادشاه اين سلسله ( دونگى ) « 1 » استعمال تيروكمان را از سامىها اقتباس كرد و از اين جهت لشكر او قوى گرديد . او فتوحاتى در اطراف كرده عيلام و لولوبى را گرفت ، و ليكن از قرائن چنين به نظر ميآيد ، كه حفظ نتيجهء فتوحات مشكل بوده ، زيرا سومريها مجبور بودند براى رفع شورشها به اين صفحات قشون بكشند . از لوحههائيكه بدست آمده استنباط مىشود كه عيلام در اين زمان كاملا جزء سومر بوده .
انقراض دولت سومر بدست عيلاميها
طرز رفتار سومرىها در عيلام باعث شورشهاى متواتر گرديد و سومرىها مجبور شدند ، كه متناوبا قشون كشى به طرف عيلام كرده نائره شورشها را فرو نشانند . اين لشكركشيها يكى از جهات ضعف و سستى سومرىها گرديد . بالاخره عيلاميها بناى تاختوتاز را در سومر گذاشتند و پادشاه آن را گرفته به اسارت به عيلام بردند .
از اين به بعد عيلاميها مستقل شدند . در حدود 2280 سال ق . م پادشاه عيلام كودورنان خوندى « 2 » شهر ( اور ) را گرفته غارت كرد ، سلسله پادشاهان آن را برانداخت ، مجسمهء ربّة النوع ارخ را ، كه نانا « 3 » يا نهنه ميناميدند ، جزء غنايم به عيلام برد و بعد از آن قريب شصت سال سومر جزء عيلام بماند ، تا در حدود 2239 ق . م در سومر سلسلهاى برقرار شد ، كه سامى و موسوم به نىسين بود « 4 » . نيز معلوم است كه در 2115 سال ق . م ريمسين پادشاه عيلام « 5 » اين سلسله را منقرض كرد . در زمان اين سلسله سومر و اكد دولت واحدى تشكيل كرده بودند . دولت مزبور ، بعد از اينكه بدست پادشاه عيلام منقرض شد ، ديگر استقلالى نيافت و ملت سومر
هامش
( 1 ) -Dungi .( 2 ) -Kudur - Nankhundi .( 3 ) -Nana( 4 ) -Nisin .( 5 ) -Rimsin .