هزار سال ق . م روشن گرديده و هر قدر كاوشها در اور پيش ميرود ، روشنتر مىشود كه قبل از اين تمدن تمدنهاى ديگر وجود داشته و تمدن سومرى به ممالك دوردست تا بلوچستان انتشار يافته بود .
2 - بزرگ شدن بابل
بعقيدهء محققين مردمان سامى نژاد غالبا از شبه جزيرهء عربستان بيرون آمده به طرف ممالكى متوجه شدهاند ، كه در كنار رودخانههاى بزرگ يا درياها واقعاند و از حيث آب و هوا و زمينهاى حاصل خيز بر عربستان كوير مزيّت دارند . در اين مورد هم مردم تازه نفس سامى ، از جهت نيروى عظيم و توانائى تحمل سختيها ، كه در مردمان صحراگرد مشاهده مىشود ، در مملكت سومر و اكد و نيز در صفحات مجاور آن غلبه يافته ، چنان كه بالاتر ذكر شد ، سلسلههائى از پادشاهان در اينجا پديد آوردند . پس از آن سلسلههاى ديگر در بابل تشكيل شد و اين شهر را ، كه بناى آن از زمان سومريها بود ، بزرگ كرده دولتى ساختند ، كه ابهت و نفوذ آن را در دورههاى بعد تمام عالم قديم حس كرد . مذهب بابلىها در اين عهد مانند مذهب سومريها بر شرك و بتپرستى بنا شده بود و عقايدشان همان بود ، كه در باب سومريها ذكر شد ، ولى براى مردوك ، پسر خداى آسمان و قائم مقام او ، پرستش مخصوصى داشتند و نبو را پسر او ميدانستند . در اواخر تمدن بابلى ساير خدايان فراموش شدند و بابليهاى متنوّر فقط دو رب النوع را ميپرستيدند : مردوك با مشترى تطبيق ميشد ، و ايستار ، كه دختر خداى اسمان بود ، با زهره .
سلسلهء اولى
پادشاهان اين سلسله پانزده نفر بودند : « 1 » بزرگترين پادشاه سلسلهء مذكور حموربى ، ششمين پادشاه سلسله ، بود ، كه از 2123 الى 2080 ق . م سلطنت كرد . ستلى در حفريات شوش بدست آمده ، كه حالا در موزهء لوور « 2 » پاريس است . برستل مزبور قوانين حموربى كنده شده و اين قديمترين قوانينى استكه تاريخ بشر ياد دارد . راست است ، كه پايهء قوانين حموربى بر قوانين
هامش
( 1 ) - آنچه محقق است اين عدّه است ، و ليكن از فهرستهاى ديگر ، كه بدست آمده ، ممكن است بيشتر هم باشد .
( 2 ) -Louvre .