داد ، چنان كه از طرف غرب تا شامات و از سمت شمال تا اينطرف كوههاى زاگرس ، يا كرمانشاه امروزى امتداد مىيافت . يكى از كارهاى پادشاه مزبور اين است ، كه به حكم او كليهء نوشتههائيكه راجع بمذهب و قوانين و سحر و غيره بود ، به زبان سامى ترجمه و در معبد ارخ ضبط شد . از اين نوشتهها به حكم ( آسوربانىپال ) « 1 » پادشاه آسور در قرن هفتم ق . م سوادى برداشتند و بدين نحو مضامين اين نوشتهها و كتابها براى قرون بعد محفوظ ماند . سارگن با عيلام جنگ كرد ، و ليكن معلوم نيست كه عيلام در اين زمان جزء اكد گرديده باشد . همينقدر محقق است ، كه اكدىها مملكت عيلام را غارت و محصول مزارع آنها را لگدكوب كردند . شايد عيلام در اين زمان باجى باكدىها مىداده . بعد از سارگن فتوحات اكديها ادامه يافت ، چنان كه ستلى « 2 » كه دمرگان يافته ، نشان ميدهد كه نرامسين « 3 » ، يكى از پادشاهان اكد ، در بلوك لولوبى فتوحاتى كرده ( اين بلوك بين بغداد و كرمانشاهان كنونى واقع بود ) .
ستل مذكور بنام نرامسين معروف است و به خوبى مينمايد ، كه در لشگر پادشاه مزبور يك عده سپاهيان حبشى بودهاند « 4 » . كتيبههائى ، كه نيز در اين بلوك يافتهاند ، فتوحات پادشاه ديگر اكد را ( موسوم به آنوبانى ) « 5 » نشان ميدهد . در اين تاخت و تاز اكديها بصفحات مجاور شكى نيست ، كه مقصد عمده عيلام بوده و اين مملكت باجگذار اكديها گرديده . پس از چندى سلسلهء ديگر سامى در اكد برقرار شد و پايتخت آن در ارخ بود . در زمان اين سلسله مردمى ، موسوم به گوتىها « 6 » كه از نژاد سامى بشمار ميرفتند و در مشرق زهاب دولتى تشكيل كرده بودند ، باكد هجوم آورده در اينجا و در صفحات شمالى و جنوبى بابل استيلا يافتند و عيلام هم تابع آنها گرديد .
قوّت يافتن سومر
در 2500 ق . م سومر باز رونقى از نو گرفت و شهر ( لاكاش ) پايتخت پادشاه بزرگى گودآ « 7 » نام گرديد . اين پادشاه آنزان را « 8 » مطيع كرده به دادگرى و عدالت پرداخت و معابد و ابنيه جديد ساخته
هامش
( 1 ) -Assurbanipal .( 2 ) - ستل (Stele) سنگ يك پارچهايست كه روى آن خطوطى مينوشتند .
( 3 ) -Naram - Sin .( 4 ) - يكى از دلائل اينكه سواحل خليجپارس مسكون از حبشى بوده .
( 5 ) -Anubanini .( 6 ) -Gutiens .( 7 ) -Gudea .( 8 ) - عيلاميها مملكت خود را انزان سوسونكا ميناميدند .