عشقآباد « 1 » ، استراباد « 2 » و درهگز اشياء سفالين ، ظروف سنگى ، اسلحهء مسين و اشياء ديگر بدست آمده ، كه شيوهء ساخت آنها عيلامى است و روى گلدانى از طلا صورتهاى سومرى منقور است ، بعضى گمان مىكنند كه بين تمدّن عيلامى و تمدّن ماوراء درياى خزر ارتباطى بوده و شايد سومرىها هم از طرف شمال برأس خليجپارس و جلگهء بابل آمده باشند . بهرحال از حفريات امريكائيها در نيپپور ، كه يكى از شهرهاى سومرى است ، و كشف فهرست سلسلههاى زياد از پادشاهان اين قوم ، علاوه بر آنچه معلوم بود ، محقق شده است كه پيش از سه هزار سال ق . م سومريها گذشتههاى مفصلى داشتند و بابل مركز تمدن آنها بوده .
مذهب
هر شهر رب النوع يا بقول سومريها خدائى داشته و درنظر اهالى شهرى ارباب انواع ساير شهرها در رتبهء پائينتر از رب النوع شهر آنها بودند . باوجوداين سه رب النوع بزرگ را همه مىپرستيدند : 1 - آنو ( آقاى آسمان ) . 2 - اآ ( صاحب درهء عميق ) . 3 - ( بل خداى زمين ) . غير از اينها سومريها بگروهى از ارواح بد ، عفريتها و جنها معتقد بودند و ، براى اينكه از شرّ آنها محفوظ بمانند ، قربانى ميكردند ، نياز و تقديمى مىدانند . مجسمه خدا را ساخته آن را مىپرستيدند . اگر هيكل خداى شهرى را به شهر ديگر مىبردند ، عقيده داشتند ، كه خداى آن شهر را باسارت بردهاند و استقلال آن شهر خلل مييافت .
چنان كه از تاريخ بابل ديده مىشود ، بعض خدايان سومرى زن داشتند و برخى از ارباب انواع پسران خدايانى بودند . خدايان درنظر سومرىها داراى صفاتى بودند ، مانند صفات انسانى ، از غضب ، سفاكى ، قساوت ، شهوت ، عشق ، تنفر و غيره . معابد را از خشت ميساختند و محراب را در رأس آن قرار مىدادند . كاهنان نفوذ بسيار داشتند و ميگفتند كه خدايان مانند شاهان در ميان تجملات و فراوانى زندگانى مىكنند . از اين جهت معابد پر بود از خزائن ، ذخائر ، انبارهاى غله ، حبوبات و امتعهء گوناگون . گاهى تجارترا منحصر بمعبدى مىكردند ، مثل اينكه ارباب انواع تاجر يا ملّاك نيز ميباشند . رئيس شهر را باتسى مىناميدند و عقيده داشتند
هامش
( 1 ) - در كورنگ تپه
( 2 ) - در كورگان آنو .