تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

ابن بطوطه

شرف الدين ابو عبد اللّه بن عبد اللّه بن محمد بن ابراهيم بن يوسف اللواتى ثم الطنجى المعروف بابن بطوطه . در طنجه تولد يافت و در سنهء 725 بسياحت در عراق ، مصر ، شام ، يمن ، هند ، تاتارستان و چين پرداخت . بعد باواسط افريقا ، سودان و اندلس رفت ، سپس به مغرب درآمد و نزد سلطان ابى عنان از ملوك بنى مدين مقرّب شد . نتيجهء مسافرتهاى او كتابى است موسوم به « تحفة النظاير فى غرائب الامصار و عجائب الاسفار » ، كه اطلاعات گرانبهائى راجع بجغرافياى آنزمان ميدهد و براى متتبّع در جغرافياى ايران از دورهء ساسانى نيز مفيد است .

سال‌شمارى در مشرق قديم

قبل از ختم قسمت دوّم مدخل لازم است شمه‌اى از سال شمارى مشرق قديم گفته شود ، چه در تاريخ قديم ايران همواره بسالهائى قبل از ميلاد مسيح اشاره مىشود و براى خواننده بالطبع اين سئوال پيش ميآيد ، كه تاريخ وقايع را چگونه ضبط ميكردند ، مبدء تاريخشان چه بوده و از كجا كه اين تاريخها صحيح باشد . اوّلا بايد دانست ، كه در مشرق قديم سال شمارى علمى ، چنان كه اكنون معمول است ، نبود و مبدء ثابتى هم براى تاريخ نداشتند . براى احتياجات معيشتى در مصر ، بابل و فلسطين ، در ابتداء ، سنين را از واقعهء مهمى حساب ميكردند . در بابل مثلا ميگفتند : « سالى كه دونگى بتخت نشست » و ، چون عدهء اين نوع سنوات زياد بود ، صورتى دولت بابل ترتيب داده بطور متحد المآل بولايات ميفرستاد ، تا بدان عمل كنند . وقتى كه ميخواستند سالي را معيّن كنند ، كه واقعهء مهمى در آن روى نداده بود ، مينوشتند : « فلانقدر سال بعد از سالى ، كه فلان واقعهء مهم روى داده » ولى ، چون متحد المآلهاى مزبور ممكن بود به محلى فرستاده نشده يا دير رسيده باشد ، بعض شهرها مبادى كوچكى براى حساب سالها ، داشتند . در فلسطين نيز ، چنان كه از فصل 14 ، 28 و غيره كتاب اشعيا ديده مىشود ، ترتيب چنين بود . در مصر هم ، چنان كه از سنگ ( پالرم ) و آثار ديگر مشاهده شده ، حساب سالها را بدين منوال داشتند . بعد ، در زمان سلسلهء دوّم فراعنه ، مقرر شد ، كه سالها را از ابتداء سلطنت
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 107 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )