طول را مبهم گذارده . كليّة نوشتههاى او عارى از اغلاط و اوهام نيست .
ابو ريحان بيرونى
محمد بن احمد البيرونى . در خوارزم تولد يافت و در سن 77 سالگى درگذشت . تاريخ وفاتش محققا معلوم نيست .
حاجى خليفه شش سنه را از 423 تا 450 هجرى قمرى ذكر كرده . از تأليفات او « آثار الباقيه عن القرون الخاليه » است ، كه راجع باطلاعات هيئتى و نجومى و سال شماريهاى ملل قديمه نوشته . اين كتاب داراى فهرستهائى است از سلسلههاى پادشاهان قديم مصر ، كلده ، آسور ، ايران ، مقدونيه ، روم و غيره . قسمتهائى از فهرستها از مدارك غربى است ، ولى بعض اسامى تصحيف شده و ديگر اينكه ابو ريحان بعض پادشاهان مملكتى را بمملكت ديگر برده و در ذكر اسامى ترتيب تاريخ را رعايت نكرده . معلوم است ، كه اين نوع نواقص از مداركى بوده ، كه ابو ريحان در دست داشته ، نه از خود او . باوجوداين كتابش براى متتبّع مفيد است .
كتاب ديگر او موسوم بكتاب الهند مىنمايد ، كه در دورهء ساسانى ايرانيان چه چيزهائى از هند اقتباس كردهاند .
ثعالبى
ابو منصور عبد الملك بن محمّد بن اسمعيل الثعالبى . از اهل نيشابور و معاصر سلطان محمود غزنوى بود . كتاب خود را موسوم به « غرر اخبار ملوك الفرس و سيرهم » براى برادر پادشاه مزبور ، ابو المظفر نصر بن ناصر الدين ، نوشت ( شاهزادهء مذكور ، چنان كه مير خوند گويد ، در 412 هجرى درگذشته ) .
اين كتاب كاملا در زمينهء داستانهاى ما نوشته شده و با جزئى اختلافاتى همان مضامين شاهنامه است . بنابراين براى تاريخ در عداد منابع نمىآيد ، ولى براى تتبّع در داستانها مفيد است . ثعالبى تأليفات ديگر نيز دارد ، كه ذكرش در اينجا خارج از موضوع است . مدت زندگانى او را بين 350 و 429 هجرى نوشتهاند .
المقديسى
المطهر بن طاهر المقديسى . بعضى المطهر بن المطهر بن المقدّسى نوشتهاند .
از علماء اواخر قرن چهارم هجرى بود . در باب كتابيكه موسوم است به « البدء و التاريخ » و به او نسبت ميدهند ، عقايد مختلف است ، زيرا بعضى آن را از ابو زيد بلخى ميدانند ولى كلمان هووار « 1 » مستشرق فرانسوى عقيده داشت ، كه اين كتاب از
هامش
( 1 ) -Clement Huart .