ايران ، بابل ، آسور ، بين النهرين ، فينيقيه ، فلسطين ، عربستان و غيره مذاكره مىكند ، امّا ( سرها ) يعنى چينىها را مردمى ميداند كه در هند سكنى دارند .
كلية از جغرافياى سترابون صريحا استنباط مىشود كه غرب اقصى براى عالم آنروزى مملكت ايبريها ( اسپانياى كنونى ) بوده و شرق اقصى هندوستان . طول عالم معروف آن زمان را از غرب به شرق 70 هزار استاد يونانى . ( 2333 فرسنگ ) و عرض آن را 30 هزار استاد ( 1000 فرسنگ ) ميدانستند . سترابون علاوه بر كتب مزبوره 43 كتاب هم راجع بتاريخ ، يعنى به ذيل كتب پولى بيوس مورّخ يونانى نوشته بود ، چنان كه در كتب جغرافيائى به اين كتابها اشاره مىكند ، ولى اين كتابها بما نرسيده .
ايزيدور خاراكسى
يونانى و از اهل خاراكس بود ( خاراكس را اكثرا محلى در خوزستان ميدانند ، ولى برخى عقيده دارند كه در رى يا در حوالى آن بوده ) . ظنّ قوى اين است كه مؤلّف مزبور در قرن اوّل ميلادى مىزيست .
از تأليفات او كتابى است كه راجع بپارت نوشته . پلين اسم او را در تأليفات خود زياد برده . او از جغرافيون بزرگ يونانى بشمار نمىرود ، ولى كتاب او براى ايرانىها مهم است .
موسى خورن « 1 »
نويسندهء ارمنى كه زمان حياتش درست معلوم نيست . دمرگان در تاريخ ارمنستان گويد كه در قرن چهارم ميلادى ميزيست ، ولى تاريخ وفاتش را بعضى در 487 و برخى در 492 ميدانند . او در اسكندريه ، آتن ، روم و قسطنطنيه تحصيلات خود را كرده بعد پرداخت به آنكه هموطنان خود را با علوم مسيحى آشنا كند و با اين مقصود كتب زيادى نوشت ، كه از جمله تاريخ ارمنستان است و بزبانهاى اروپائى ترجمه شده . كتابى نيز در جغرافيا نوشته ، كه براى جغرافى ايران در دورههاى اشكانى و ساسانى بسيار مفيد است ، و ماركوات عالم آلمانى آن را با شرحى باسم « ايرانشهر » بطبع رسانيده . در باب نوشتههاى او راجع بتاريخ ارمنستان پائينتر ذكرى شده .
هامش
( 1 ) -Moise de Khorene .