توجهات تو مستقر گشته ، بفكرم آمد معلوم كنم كه چه پادشاهانى در ارمنستان سلطنت كردهاند و تأسيس ولايات از كجا است . چون در اينجا دستور يا آدابى ، كه معلوم و مقرّر باشد ، نيست و كسى نميداند كه كى اوّل شخص مملكت و كى آخرين كس آنست ، چيزى به ترتيب درنيامده و هر چيز درهم و برهم و به حال توحش است ، بنابراين از اعليحضرت تمنى دارم بفرمايد كه دفاتر شاهى را ، براى كسى كه بحضور آن اعليحضرت با نام خواهد رسيد ، باز كنند . پس از اينكه او چيزهائى را ، كه مطمح نظر برادر و پسر تو است بيابد ، اسناد صحيحه را نزد وى خواهد آورد . رضايت خاطر ما از اينكه مقصود ما انجام يافته ، البته باعث خوشنودى تو نيز خواهد بود . درود بر تو اى آنكه در ميان موجودات جاويدان جادارى ! »
ارشك بزرگ ، پس از خواندن نامه ، بىدرنگ فرمود كه درهاى دفاتر نينوا را باز كنند و خوشنود گشت كه چنين فكرى در برادرش پيدا شده . مار آپاسكاتىنا در نوشتهها دقت كرده سندى به زبان يونانى يافت كه بر آن نوشته بودند : اين كتاب بامر اسكندر مقدونى از زبان كلدانى بيونانى ترجمه شده و راجع بنياكان اوّلى ما است . از اين كتاب مارآپاس - كاتىنا فقط آنچه را كه راجع بتاريخ صحيح ملت ما بود ( يعنى ملت ارمنى ) استخراج كرده نزد والارشك پادشاه ارمنستان در ( مدزپين ) « 1 » آورد ، و آن به زبان يونانى و سريانى نوشته شده بود . وال ارشك صبيح ، تيرانداز ماهر ، پادشاه نطاق و زيرك اين كتاب را نفيسترين شئى خزانهء خود ميدانست ، چنان كه آن را براى اطمينان از محفوظ ماندنش در قصر خود جاداد و امر كرد قسمتى را از آن بر سنگ بكنند .
چون ما از صحت و ترتيب وقايع ( يعنى وقايع مذكوره در اين كتاب ) مطمئن هستيم براى رضايت اشخاص كنجكاو مندرجات كتابرا تكرار ميكنيم . بعد موسىخورن شروع بذكر مندرجات نوشتههاى مارآپاسكاتىنا مىكند « 2 » . راجع بنينوا ، كه ذكرى از آن شده ، بايد تذكر دهيم كه در اين زمان وجود نداشت ، شايد در زمان اسكندر
هامش
( 1 ) -Medzpine .( 2 ) -Mar Apas Catina ( eollection des historiens aneiens et modernes de l'Armenie ) p . Victor Langlois 1881 ) .