مورخين و نويسندگان ارمنستان
از نويسندگان ارمنى و غير ارمنى ، كه راجع بتاريخ ارمنستان كتابهائى نوشتهاند نيز ميتوان اطلاعاتى راجع بايران قديم بدست آورد . اگر اين اطلاعات راجع بدورههاى قبل از اشكانيان و ساسانيان ، از آنجا كه غالبا داستانى است ، مورد اعتماد نباشد ، شكى نيست كه گفتههاى نويسندگان مزبور راجع بدورههاى بعد يعنى ، اشكانى و ساسانى بيشتر در زمينه تاريخ است و از وقايع ارمنستان ، كه غالبا با تاريخ ايران مربوط است ، اطلاعات گرانبهائى بدست مىآيد . چون ايننظر در جاى خود روشن خواهد بود ، عجالة بذكر بعض نويسندگان ارمنستان و كتابهائى كه نوشتهاند اكتفا كرده ميگذريم .
مارآپاسكاتىنا « 1 »
اين شخص كه تاريخ ارمنستان قديم را نوشته اصلا از اهالى سوريه بود . دربارهء او موسىخورن ، مورّخ ارمنى ، چنين گويد ( كتاب 1 فصل 8 ) : وال ارشك ، پس از اينكه تشكيلات ارمنستانرا باتمام رسانيد ، خواست بداند كه كىها قبل از او در اين مملكت سلطنت كردهاند و از حيث صفات شخصى چگونه پادشاهانى بودهاند . بر اثر اين فكر شخصى را يافت از اهل سوريه كه نامش ( مارآپاس كاتىنا ) بود و از ادبيات يونانى و كلدانى اطلاعاتى زياد داشت .
بعد نامهاى ببرادر بزرگتر خود ، ارشك بزرگ ، بدين مضمون نوشت ( تصوّر ميكنند كه اين اشك مهرداد اوّل اشكانى بوده ) « 2 » : « به ارشك پادشاه تاجدار زمين و دريا ، شاهى كه صورتش مانند صورت خدايان است ، طالع و اقبالش فوق طالع و اقبال ساير پادشاهان و فكرش بقدرى وسيع است ، كه چون آسمان بر زمين استيلا يافته . وال ارشك ، برادر كوچكتر و رفيق جنگهايت ، كه بفضل تو پادشاه ارمنستان است ، به تو درود ميفرستد و بهرهمندى تو را الى الابد خواهان است . فرمان تو را ، راجع باينكه من عقل را با شجاعت توأم كنم ، هيچگاه فراموش نكردهام . بقدريكه قوّه و مهارت من اجازه ميداده بهركار مراقب بودهام . اكنون كه اين سلطنت از
هامش
( 1 ) -Mar Apas Catina .( 2 ) - سلطنت او بين 170 و 138 ق . م بود .