بشرحيكه سابقا گفتيم در همين سال شاه شجاع بتحريك مردم تبريز كه از عيّاشى و بىمبالاتى سلطان حسين آزرده بودند بعزم آذربايجان حركت كرد و سلطان حسين را شكست داده بتبريز وارد شد ولى به زودى بمناسبت شنيدن خبر طغيان شاه يحيى بفارس برگشت و سلطان حسين مجددا بر تبريز مستولى گرديد و پس از صلح با شاه شجاع خواهر خود را بزنى بزين العابدين پسر آن شاه داد .
در سال 778 سلطان حسين براى گذراندن بهار بچمن او جان رفت و عادل آقا حكمران سلطانيّه نيز از آنجا به خدمت او شتافت . در اين ضمن جمعى از امراى سلطانى به قصد عادل آقا كه قدرت و نفوذ بسيار پيدا كرده بود برخاستند . عادل آقا بسلطانيّه برگشت و شاه منصور بن شاه مظفّر مظفّرى را كه به او پناه جسته بود بر همدان حكومت داده باردوى خويش بدفع امراى سركش حركت نمود . امراى سركش مزبور نسبت بسلطان حسين نيز وفادار نبودند . سلطان از ترس ايشان از اوجان بتبريز رفت و جماعت مزبور اردوى سلطانى را غارت كرده عازم بغداد شدند . سلطان چگونگى را باطّلاع عادل آقا رساند . شاه منصور امراى ياغى را در حدود كردستان مغلوب و دستگير نمود و ايشان را بجان امان داد ولى سلطان حسين عادل آقا را مأمور قتل ياغيان كرد و عادل آقا همگى را كشت و بواسطهء اين خدمت بيش از پيش در چشم سلطان محترم گرديد .
در همين سال 778 جمعى از امراى جلايرى در عراق عرب بر سلطان حسين شوريدند و بغداد را مطيع خود ساختند .
سلطان حسين و عادل آقا در سال 782 با اردوئى عظيم از تبريز حركت نموده رهسپار بغداد شدند . مخالفين چون توانائى پايدارى نداشتند بشوشتر گريختند سلطان در بغداد ماند . و عادل آقا بتعقيب ياغيان بخوزستان رفت و ايشان را سركوبى نمود .
امّا چون از سلطان حسين رنجيده بود بسلطانيّه برگشت .
قتل سلطان حسين در 784
بعد از مراجعت بتبريز سلطان حسين جهت استمالت عادل آقا بيشتر سپاهيان خود را بسلطانيّه