تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
15 - ابو سعيد بن پير احمد تا 820 16 - شاه حسين بن ابى سعيد از 820 تا 827 17 - غياث الدّين كاوس بن پشنگ امّا شعبهء لر كوچك اگرچه چند نفر امير معتبر از ميان ايشان برخاسته و امارتشان نيز زيادتر طول كشيده است ولى هيچوقت اسم و رسم امراى لر بزرگ را پيدا نكرده‌اند .

5 - چوپانيان

امراى چوپانى چنان كه پيش هم گفتيم دو نفر بيش نيستند يكى امير شيخ حسن پسر امير تيمور تاش بن امير چوپان سلدوز كه تفصيل احوال او و كسانش را پيش نوشته‌ايم ديگر برادرش ملك اشرف كه در ايّام قتل برادر در فارس بلشكركشى به قصد شيراز اشتغال داشت و چون از خبر قتل برادر كه در سال 744 اتّفاق افتاد اطّلاع يافت بتبريز آمد و به تفصيلى كه گفته‌ايم بر جاى برادر نشسته انوشيروان نامى را باسم انوشيروان عادل ايلخان خواند و اندكى بعد او را هم معزول كرده مستقلّ شد . ملك اشرف مدّت چهارده سال ( 744 - 758 ) در آذربايجان با كمال سفّاكى و ظلم و بيخردى حكومت ميكرد چنان كه هنوز سه چهار سال از دورهء امارت او نگذشته بود غالب مردم تبريز از جور او جلاى وطن كردند و چون در سال 747 وباى عظيمى نيز در تبريز بروز كرد آن شهر بكلّى از اعتبار و آبادى افتاد با اين حال ملك اشرف جز اندوختن مال و آزار مردم كارى نميكرد . در سال 748 ملك اشرف به خيال افتاد كه بغداد را از تصرّف امير شيخ حسن بزرگ ايلكانى بيرون آورد و به همين عزم به آن طرف لشكر كشيد . امير شيخ حسن از حركت ناگهانى لشكريان ملك اشرف وحشت كرده مصمّم رفتن بروم و پناه بردن بحصار كماخ گرديد ولى دلشاد خاتون زوجهء او ويرا مانع آمده و بمحكم كردن حصار بغداد پرداخته مستعدّ جلوگيرى از ملك اشرف شد . بر اثر همين تدبير و ثبات او لشكريان
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 592 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )