به خدمت او رسيده پس از اقامهء مراسم خدمتگزاى مرخّص شد ولى در مراجعت امير هرقداق والى فارس كه بعزم اردو ميآمد اتابك را با خود به خدمت غازان آورد و در پيش ايلخان شرحى از سوءسيرت او تقرير نمود و غازان افراسياب را در 20 ذى الحجّه 695 بقتل رساند .
نصرة الدين احمد ( 695 - 730 )
بعد از افراسياب برادرش نصرة الدّين احمد بمقام اتابكى لرستان رسيد و او يكى از مشهورترين امراى فضلويه است چه علاوه بر حسن سلوك با مردم با علما و زهّاد و اهل ادب و شعرا حشر و نشر داشته و نامى نيك از خود بيادگار گذاشته است .
اتابك نصرة الدّين احمد آداب مغول را در لرستان شايع ساخت و براى ترميم خرابيهاى عهد برادر در انشاء مدارس و رباطها و طرق سعى بسيار نمود و قريب 160 زاويه يعنى خانقاه در بلاد مختلفه از آن جمله 34 باب در اينج پايتخت خود بنا نمود .
عايدات مملكت خود را ساليانه بسه سهم متساوى تقسيم ميكرد و هر ثلث را به مصرفى مىرساند . يك ثلث آن صرف گذران معاش خود و اقارب و كسان خويش ، يك ثلث صرف نگاهدارى سپاهيان و ثلث ديگر آن صرف زوايا و مدارس ميشد و خود نيز از صلحا بود و غالبا در زير لباس جامهء پشمينه مىپوشيد و به فقرا لباس و پول و طعام ميداد . اتابك نصرة الدّين احمد در تاريخ ادبيّات فارسى نيز ذكرى بخير دارد زيرا كه سه كتاب فارسى بنام او تأليف شده و مؤلفين آن سه نام او را بنيكى باقى گذاردهاند اوّل تاريخ معجم فى آثار ملوك العجم تأليف شرف الدّين فضل اللّه حسينى قزوينى دوّم معيار نصرتى در فنّ عروض و قوافى كه آن را شمس فخرى اصفهانى بنام اتابك نصرة الدّين احمد پرداخته است سوّم تجارب السّلف بقلم هندو شاه بن سنجر نخجوانى .
بعد از نصرة الدّين احمد پسرش اتابك يوسف شاه دوم ( 730 - 740 ) و پس از او پسر ديگرش افراسياب دوم باتابكى رسيدند و چون در اين اوان خاندان اينجو و آل مظفّر در فارس اقتدار يافته و در لرستان نيز اعمال نفوذ ميكردند بتدريج