يوسف شاه خواجه را پيش ارغون برد و خواجه دختر خود را بزوجيّت باتابك داد .
پس از قتل خواجه شمس الدّين اتابك يوسفشاه بفرمان ارغون ببلاد لر برگشت و تا سال فوت خود يعنى 688 در لرستان بود .
اتابك افراسياب ( 688 - 695 )
اتابك يوسف شاه دو پسر داشت ، افراسياب و احمد افراسياب بجاى پدر بمقام اتابكى رسيد و برادر خود احمد را بملازمت ايلخان فرستاد .
اتابك افراسياب مردى مستبدّ و ظالم بود ، ابتدا افراد خاندان وزير پدر خود را مصادره كرده ايشان را بوضعى شنيع كشت و جماعتى از كسان ايشان از ترس باصفهان پناه بردند و افراسياب براى دستگيرى آن جماعت يكى از اقارب خود را باصفهان روانه داشت و اين واقعه مقارن شد با مرگ ارغون ( 690 ) و پريشانى اوضاع دربار ايلخانى ، افراسياب موقع را براى قيام و طغيان بر ضدّ مغول مناسب ديد و امر داد تا اتباع او مغولانى را كه در اصفهان مقيم بودند كشتند و از طرف خود بهمدان و فارس تا كنار دريا حكّامى فرستاد و مصمّم حمله بتبريز گرديد و خود او نيز بعراق آمده در نزديكى قهرود كاشان يكى از سرداران مغول را شكست داد و غنايم بسيار گرفت و نسبت باسراى مغول بزشتى تمام رفتار نمود .
ايلخان جديد يعنى گيخاتو كه از حركات افراسياب و جلادت او بخشم آمده بود سپاهيانى فراوان بسركوبى افراسياب و طوايف لر بزرگ فرستاد مغول دست بكشتار لر گذاشتند و افراسياب كه توانائى مقاومت نداشت بقلعهء منگشت پناه جست . عاقبت چون ديد حريف مغول نميشود باردوى گيخاتو آمده طلب عفو كرد و مورد بخشايش ايلخان قرار گرفت و افراسياب برادر خود احمد را در اردو گذاشته خود بلرستان رفت و اين بار نيز جماعتى از امرا و بزرگان مملكت خود را ببهانههائى بقتل آورد تا كاملا مستقل باشد .
در عهد ايلخانى غازان خان ابتدا افراسياب مورد عنايت ايلخان بود و از جانب غازان در بلاد لر امارت ميكرد . در سال 695 موقعى كه غازان بهمدان آمد افراسياب