تعيين مرزهاى ايران
به غير از مرز شمال غربى ايران يعنى سرحد بين آذربايجان و متصرفات روسيه در ماوراء قفقازيه كه بتوسط معاهده تركمانچاى مشخص شده و مرز بين ايران و عثمانى كه عهدنامه دوّم ارزنة - الرّوم آن را مفروز كرده بود ساير مرزهاى ايران تا اواسط عهد ناصر الدّين شاه صورت ثابتى نداشت چه در غالب اين نواحى ايلات و بدويان ( تراكمه و افاغنه و بلوچها ) سكونت داشتند و بعلّت دستبردهائى كه پيوسته از ايشان ببلاد شمال شرق و مشرق ايران ميشد و ثابت نماندن آن طوايف در محلّهائى تشخيص خط سرحدّى ممكن نبود و تا حدّى همين حال وجود داشت براى مرزهاى غربى آذربايجان و كردستان و خوزستان كه با وجود معاهدهء ارزنة الروم مهاجرت ايلات كرد و عرب از يك طرف مرز به طرف ديگر پيوسته بين دو دولت ايران و عثمانى توليد زحمت مىنمود .
پس از اعلان استقلال افغانستان و تجزيهء هرات از ايران و تصرف قسمتى از بلوچستان بتوسط انگليس و رسيدن دامنهء متصرفات روسها بحدود استراباد و و خراسان مسئلهء تشخيص مرزهاى ايران در جهت شمال شرقى و مشرق اين كشور با همسايگان جديد مورد توجه قرار گرفت .
بلوچستان بتمامى تا اوايل عهد ناصر الدين شاه مطيع ايران بود و خان آن در زمان امير كبير به اين دولت خراج ميداد اما ضعف دولت در عهد جانشينان امير و انقلابات خراسان و افغانستان قسمت شرقى اين ولايت را كه از كرمان دور تر بود به حال خودسرى و اغتشاش انداخت و انگليسيها پس از آنكه خط تلگرافى سرتاسرى خود را در ايران در سال 1280 بانتها رساندند و ببندر گوادر منتهى كردند بعنوان تعيين مرز بين ايران و امپراطورى خود در هند از اينجانب با دولت ايران داخل مذاكرات شدند و كسى كه از جانب انگليسيها مأمور اين كار بود گلد سميد « 1 » نام داشت . بعد از مدّتى مذاكره بالاخره ناصر الدّين شاه پيشنهاد گلد سميد را پذيرفت و مرز حاليه از مشرق بندر گوادر تا خاور كوهك برقرار شد
قسمت شمالى مرز بين بلوچستان انگليس و ايران يعنى خطّ بين كوهك
هامش
( 1 ) -Goldcmid