8000 سپاهى در خراسان گذاشت كه در موقع لزوم بكمك محاصرين هرات بشتابد و خود بطهران آمد .
بعد از حركت عباس ميرزا چون قائم مقام كار محاصره هرات را سخت ديد خود به آنجا حركت نمود و هريك از شاهزادگان را مأمور تسخير يكى از قلاع سر راه آن شهر كرد و هرات را از اطراف در محاصره گرفت .
مرگ عباس ميرزا در شب 10 ج 2 سال 1249
نايب السلطنه پس از رسيدن به خدمت پدر در طهران چون مزاجش سخت عليل شده و قريب ده سال بود كه از نقاهت ميناليد و تحت معالجهء يكى از اطباى انگليسى بود باصرار از شاه اجازه خواست كه بمشهد برگردد تا اگر عمرش بپايان رسيده باشد در آن شهر جان بسپارد . به اين عزم از طهران روانهء مشهد شد و در راه مرضش شدت كرد و از قضا طبيب انگليسى او هم كه براى تهيهء دوا بتبريز رفته بود در مراجعت مرد و اين خبر نيز بيشتر قواى ولىعهد را بتحليل برد تا آنكه اندكى پس از رسيدن بمشهد يعنى در شب دهم جمادى الاخرى 1249 در آن شهر فوت كرد و در همانجا مدفون گرديد در حالى كه از عمر او بيش از 47 سال نگذشته بود .
عباس ميرزا از ميان فرزندان عديدهء فتحعليشاه عزيزترين اولاد او بشمار ميرفت و بر روى هم او يكى از بهترين افراد قاجاريه است زيرا كه علاوه بر شجاعت و مهارت در لشكركشى بامور ادارى و مملكترانى نيز بيش از جميع ايشان توجه كرده و در ايام حكومت خود بر آذربايجان بآشنا كردن ايرانيان بتمدّن جديد و امور لشكرى و كشورى اروپائى پرداخته و علاوه بر اصلاح نظام جديد بدستيارى اروپائيان بتوپريزى و قلعهسازى و ساختن اسلحه و انشاء كارخانجات چند جهت بافت ماهوت و باروت و طبع كتب در تبريز و خوى اقدام نموده و عدهاى شاگرد بلندن و كارگر بروسيّه فرستاده و اول كسى است كه چاپ سربى را در ايران معمول ساخته است . اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه يك قسمت عمده از رونق