و 156 متعلقه كه از او فرزند داشتهاند باقى مانده بوده است فتحعلى شاه بشعر گوئى نيز مىپرداخته و خاقان تخلص ميكرده است .
دورهء سلطنت فتحعلى شاه از جهت رونق يافتن ادبيات فارسى دنبالهء نهضتى است كه در عصر زنديه شروع شده بوده مخصوصا در اين عصر تقليد از سبك نظم قدماى گويندگان فارسى بكمال رسيده و يك طبقه از مورخين و منشيانى كه نثر فارسى را از حال انحطاط زمان صفويه خارج كرده و در راهى صحيح انداختهاند در اين ايام پرورش يافتهاند .
سلطنت محمد شاه ( 1250 - 1264 )
پس از رسيدن خبر فوت فتحعلى شاه بتبريز محمد ميرزا فرزند عباس ميرزا كه پس از پدر سمت وليعهدى يافته بود بتاريخ ششم رجب 1250 در تبريز بدستيارى ميرزا ابو القاسم فراهانى قائم مقام ثانى بتخت پادشاهى جلوس نمود و در چهاردهم اين ماه بهمراهى سفراى انگليس و روس و توپخانه و سپاه مفصلى كه فرماندهى آنها با لندزى « 1 » از سران لشكرى انگليسى بود از آذربايجان به قصد طهران حركت كرد .
قبل از رسيدن محمد شاه بطهران بعضى از اعمام او مثل على ميرزا ظل السلطان و حسين على ميرزا فرمانفرما و حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه به خيال جانشينى پدر افتادند از آن جمله ظل السلطان بر طهران مستولى شد و خود را عادلشاه و عليشاه خواند و بنام خويش سكه زد و تا ورود محمد شاه بپاىتخت يعنى در مدت چهل روز به صرف اندوخته و خزانهء دولتى و اسراف و تبذير مشغول بود تا آنكه محمد شاه در نوزدهم شعبان بطهران رسيد و ظل السلطان تسليم شد و از طرف شاه مورد عفو قرار گرفت .
هامش
( 1 ) -Lindsay