تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
جمعى ارامنه و گرجيان مغرض دور او را گرفتند . از آن جمله آقا يعقوب از خواجه سرايان فتحعليشاه براى فرار از پرداخت بقاياى مالياتى خود خويشتن را رعيت روس خواند و بگرى بايدف پناه جست و او را واداشت كه بموجب عهدنامهء صلح آزادى جمعى از اسراى قديم و جديد گرجى را كه در خدمت پادشاه ايران بودند از فتحعلى شاه بخواهد و در جزء اين صورت يكى از زنان حرم شاهى و زوجهء اللهيار خان آصف الدوله صدراعظم را نيز قلمداد كرده بود . گرى بايدف جمعى از ارامنه و گرجيان را بهدايت آقا يعقوب بخانهء رجال ايران فرستاد و زنان گرجى را براى اينكه ببيند كدام يك بقبول تبعيت روس مايلند مورد استنطاق قرار داد و جمعى از ايشان از جمله زوجهء آصف الدوله را بسفارت برد . آصف الدّوله بعلماى طهران تظلم كرد و هنگامهء غريبى برپا شد . چون آقا يعقوب مأمورين مسلح سفارت روس را بتير انداختن بر روى مردم واداشت و سه تن از ايشان بقتل رسيدند مردم هم به فتواى ميرزا مسيح مجتهد بسفارت روس ريختند و گرى بايدف را با 80 نفر از كسان او كشتند . پيش‌آمد اين قضيه هايله فتحعليشاه را سخت مضطرب كرد ، عباس ميرزا نيز از اين كيفيت بسيار پريشان خيال شد چه هم ديگر قدرت جنگ با روسيه را در خود نميديد و هم مقام سلطنت آيندهء خود را كه روسيه ضامن آن شده بود متزلزل مىيافت به همين جهت با اينكه قرار بود خود او بپطرزبورگ حركت كند براى عذرخواهى بعجله پسر خويش خسرو ميرزا را بهمراهى محمد خان امير نظام و منشى امير نظام يعنى ميرزا تقى فراهانى كه بعدها بمقام امير نظامى رسيد روانهء پاىتخت روسيه كرد و در اين مأموريت عباس ميرزا كه خيالى جز تحكيم اساس سلطنت آيندهء خود نداشت كمال ضعف نفس را بخرج داد و در حقيقت بيشتر غرض او از فرستادن خسرو ميرزا توسل بپاسكويچ و خواستن رأى او در باب صلاح خويش بود حتى عباس ميرزا در مقابل برادران مدعى خود شهرت داد كه اگر ايشان بمخالفت با او قيام كنند او بپاسكيويچ پناه خواهد جست و از او استمداد خواهد كرد .