تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
عفو كند و اين تصميم خود را بامراى خويش اطّلاع داد . عباس ميرزا او را عفو نمود و خود براى نجات او از شرّ تعرّض ساخلو روسى شوشى رهسپار آن سمت گرديد ولى قبل از آنكه وليعهد برسد فرمانده روسى شوشى بتوسّط نوادهء ابراهيم خليل خان از اين خيال سابقه پيدا كرد و شبانه بر سر او تاخت و او و سى و يك نفر از نزديكانش را كشت . عبّاس ميرزا در محلّ خانشين از محال قراباغ با قواى روس روبرو شد و ايشان را به سختى منهزم نمود و بعد از آنكه سپاه ديگرى از تفليس بمدد روسها رسيد بر آنان نيز ظفر يافت و در نتيجه شوشى و شروان هم فرمان نايب السّلطنه را گردن نهادند .

جنگ اصلاندوز در 1228

بعد از كشته شدن سيسيانف فرماندهى كلّ سپاه روس در قفقازيّه در عهدهء گودوويچ « 1 » گذاشته شد . فرمانده جديد درصدد برآمد كه با عبّاس ميرزا داخل گفتگوى صلح شود و اين احوال مقارن ايّامى بود كه مأمورين فرانسوى در اين تاريخ بطهران آمده بودند گاردان براى عملى كردن نقشه‌هاى ناپلئون سعى داشت كه بين ايران و روس واسطهء صلح گردد . اقدامات گاردان در اين راه مؤثر واقع نشد زيرا كه گودوويچ در حقيقت نيّتى جز اغفال عبّاس ميرزا نداشت و يك بار هم در سال 1223 غفلة بايروان حمله برد امّا شكست يافت و منهزما بتفليس برگشت . نايب السّلطنه براى تنبيه گودوويچ شخصا از تبريز بنخجوان رهسپار گرديد و چند بار در حدود اين شهر و ايروان و درياچهء گوگچه سپاهيان روس را مغلوب كرد و از مهمترين وقايع اين ايّام نبردى است كه در 1225 ما بين حسينخان قاجار سردار ايروان و روسها درگرفت و حسينخان فتح نمايانى كرد و جمع كثيرى از سپاهيان روسى را باسيرى گرفته بطهران فرستاد . در همين ايّامى كه حال جنگ بين ايران و روس بشرحيكه سابقا گفتيم گاردان
هامش
( 1 ) -Goudowitch