تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
سمت حركت نمود . از آنجا كه گيلان در اين تاريخ بندر و لنگرگاه خوب نداشت و كشتيهاى بزرگ نميتوانستند تا ساحل جلو آيند سيسيانف در پياده كردن سپاه بانزلى و پيره بازار دچار زحمات بسيار شد و پس از آنكه با تحمل مشقّات فراوان عدّه‌اى را به خشكى آورد مردم گيلان كه در بيشه‌ها پنهان شده بودند بآزار ايشان پرداختند و سيسيانف بعد از ديدن تلفات و خسارات بيشمار مجبور شد كه مقدارى از آذوقه و لوازم لشكرى خود را بجا بگذارد و گيلان را خالى كند . سيسيانف پس از مراجعت از گيلان و يأس از طرف ايروان تصميم گرفت كه اين بار از جانب موقان و كنارهء بحر خزر بايران حمله ببرد . عباس ميرزا بسرعت خود را بگنجه رساند و آن شهر را كه بنابر دعوت ارامنه سيسيانف عازم تسخير آن بود تحت امر خود آورد و عازم فتح شوشى و تنبيه ابراهيم خليل خان گرديد و سرداران خود را بباكو و طالش و شروان مأمور نمود . حكمران باكو حسينقليخان كه مردانه از دست‌اندازى روسها بر اين شهر جلوگيرى نموده بود از عباس ميرزا يارى خواست در اين موقع سيسيانف كه از هر طرف مقهور سپاه ايران شده و بيم محصور شدن داشت خود را بباكو رساند تا شايد حسينقليخان را بفريبد و با خود همدست سازد حسينقليخان هم به ظاهر از در سازش درآمد و سيسيانف را براى تسليم قلعهء باكو بپاى ديوار آن طلبيد و در موقعى كه با او داخل گفتگو بود پسر عمّ حسينقليخان سردار روس را بضرب گلوله كشت و مردم باكو بدستبرد و غارت سپاه او قيام كردند و بازماندگان سپاه سيسيانف بعضى از طريق خشكى و جمعى از راه دريا گريختند و ماوراء قفقاز بار ديگر تا حدود شطّ كو را تحت امر ايران درآمد .

جنگ خانشين در 1222

پس از قتل سيسيانف ابراهيم خليل خان بدعوت دخترش كه در عقد فتحعليشاه بود و پسرش كه در اردوى نايب السّلطنه خدمت مىنمود حاضر شد كه از نايب السّلطنه طلب