تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
او را بخشود . سيسيانف بالاخره چنين تصميم گرفت كه غفلة بر سپاه ايران بتازد و با شبيخونى رشتهء انتظام ايشان را از هم بگسلد . به همين خيال در صبح ششم ربيع الثانى 1219 در اچميازين بر اردوى عبّاس ميرزا ناگهان حمله برد و لشكريان ايران از حوالى آن نقطه پراگنده شدند . پس از موفقيّت ابتدائى كه نصيب سيسيانف گرديد فتحعليشاه كمك بسيارى بعبّاس ميرزا رساند و خود او نيز براى تقويت سپاه ايران بآذربايجان آمد و لشكريان جديد و عبّاس ميرزا از هر طرف اسباب زحمت سيسيانف را فراهم نمودند و راه ارتباط او را با تفليس قطع كردند و او چون از عهدهء تسخير ايروان نيز برنيامد و محمّد خان قاجار بموافقت عبّاس ميرزا جلوى او را گرفت ناچار بتفليس عقب نشست و جنگ اچميازين بفتح ايران منتهى گرديد . فتحعليشاه ايروان را همچنان در عهدهء محمّد خان قاجار گذاشت و با نايب السّلطنه در رجب 1219 بطهران برگشت .

قتل سيسيانف در 1220

سيسيانف بعد از آنكه از پيشرفت به طرف آذربايجان مأيوس گرديد درصدد برآمد كه بسواحل گيلان لشكر بياورد و اگر بتواند از اين راه طهران را مسخّر و دولت ايران را بقبول شرايط روسيّه وادار نمايد . مقارن اين احوال بفتحعليشاه خبر رسيد كه ابراهيم خليل خان جوانشير حكمران شوشى و قراباغ كه هيچوقت نسبت بايران صفائى نداشت كاملا تسليم سيسيانف شده و با تسليم خود اين ولايات را بتصرّف روسيّه داده است . شاه باصرار نايب السّلطنه او را بهمراهى ميرزا بزرگ قائم مقام بآذربايجان فرستاد و سركوبى ابراهيم خليل خان را به او محوّل داشت . مقارن رسيدن عبّاس ميرزا بپل خداآفرين ارس كه راه ارتباط اردبيل بشوشى است ابراهيم خليل خان چون خود تاب مقاومت نداشت گريخت و از سيسيانف يارى طلبيد ، سيسيانف عدّه‌اى را بكمك او فرستاد و خود بعزم تسخير گيلان به آن