را شنيد مدّعى صادقخان شد و در اصفهان خود را پادشاه خواند . صادقخان براى دور كردن سركردگان لشكرى كه در گرد عليمراد خان بودند بزجر و آزار كسان ايشان پرداخت و اين عمل بر خلاف سران سپاهى مقيم اصفهان را بر ضدّ صادقخان شوراند و تا دو سال اين حال دوام داشت . عاقبت در سال 1195 عليمراد خان يكى از سرداران خود را بجنگ صادقخان بشيراز فرستاد .
على نقى خان پسر صادقخان اين اردو را در خارج شيراز شكستى فاحش داد و بسيارى از سران سپاهى عليمراد خان اسير شدند و عليمراد خان بحدود كرمانشاهان رفت ولى پس از جمعآورى سپاهيانى جديد بشيراز حمله برد و اين بار جعفر خان پسر صادقخان كه برادر مادرى عليمراد خان بود نسبت به پدر خيانت ورزيد و با اكبر خان پسر زكيخان جانب عليمراد خان را گرفتند و صادقخان و پسر ديگرش على نقيخان در شيراز محصور شدند .
بعد از نه ماه محاصره عليمراد خان در محرّم سال 1196 شيراز را گرفت صادقخان و على نقيخان را كشت و ابو الفتح خان و پسران ديگر كريم خان را نابينا نمود و خود بپادشاهى نشست و در ازاء خدمتى كه جعفر خان نسبت به او كرده بود حكومت كردستان را به او واگذاشت .
عليمراد خان بعد از آنكه از جانب زنديّه آسوده خيال شد در اصفهان قريب 000 ، 40 سپاهى تهيّه ديده بعزم تسخير مازندران و استراباد و دفع قاجاريّه عازم طهران گرديد و از اين نقطه پسر خود را از راه لار بفتح مازندران فرستاد .
شيخ ويس خان پسر عليمراد خان كه كمى بعد پدرش و سران ديگر زنديّه به او پيوستند در سال 1198 سارى را فتح كرد و آقا محمّد خان قاجار را از آنجا راند و او از مازندران باستراباد گريخت .
شيخ ويس خان يكى از سرداران خود را بمحاصرهء استراباد فرستاد امّا اين سردار بعلّت يارى تركمانان بآقا محمّد خان و افتادن قحط در ميان سپاهيانش كارى از پيش نبرد بلكه دستگير و مقتول شد و شيخ ويس خان پس از شنيدن اين خبر سارى
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 750
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧٥٠