سلطنت عليشاه و ابراهيمشاه و شاهرخ ( 1160 - 1210 )
پس از انتشار خبر قتل نادر افاغنه و اوزبكان كه بخان افشار تكيه داشتند و از ايرانيان سخت بيمناك بودند اردوى نادرى را غارت كرده بسركردگى احمد خان ابدالى بقندهار گريختند و افشاريّه واقعه را باطّلاع عليقليخان برادرزادهء نادر كه در اين ايّام در هرات بود رساندند . عليقليخان بعجله بمشهد آمد و يكى از غلامان خود را به تصرف كلات و ضبط خزاين نادر فرستاد سپس بر جميع شاهزادگان خاندان خود دست يافت و رضا قلى ميرزاى نابينا و نصر اللّه ميرزا و امامقلى ميرزا و ساير شاهزادگان را به غير از شاهرخ ميرزا پسر رضا قلى ميرزا همگى كشت فقط اين يك تن را پنهان كرد ولى خبر قتل او را نيز انتشار داد و غرضش اين بود كه اگر كار سلطنتش نگيرد شاهرخ را بپادشاهى بردارد و خود بنام او زمامدار شود و اگر موفّق آيد او را هم بقتل برساند .
عليقليخان در 27 جمادى الاخرى سال 1160 در مشهد بلقب عليشاه و عادلشاه بجاى عمّ خود جلوس نمود و دست ببّذالى و اسراف و عيّاشى گذاشت و برادر كوچكتر خود ابراهيمخان را سردار عراق و مأمور اصفهان نمود و مير سيّد محمّد دخترزادهء شاه سليمان صفوى را هم بصدارت و توليت آستانهء قدس برگزيد .
ابراهيمخان سال بعد خود را در اصفهان ابراهيمشاه خواند و مدّعى برادر شد و در جنگى كه در خاك زنجان بين اين دو حريف درگرفت عليشاه مغلوب و دستگير شد و به حكم برادر كور گرديد .
ابراهيمشاه كه پيشرفت خود را مديون امير اصلانخان قرخلوى افشار سردار آذربايجان بود پس از اين توفيق شاهرخ را از مشهد خواست تا سلطنت را بنام او گرداند .
مردم مشهد اين دعوت را حيله دانستند و خود شاهرخ را در نهم شوّال 1061 در