سبّ خلفا خوددارى كنند و مأمورين دو طرف از تجّار يكديگر باجوخراج خلاف قاعده مطالبه ننمايند .
تغيير مزاج نادر و قتل او
با تمام خدماتى كه نادر شاه بمردم ايران كرده و اسم و اعتبارى كه جهت اين كشور تحصيل نموده بود ايرانيان از همان ابتداى كار با او صفائى نداشتند يكى بعلّت اصرار نادر در برانداختن مذهب شيعه و ترويج تسنّن و لغو آداب دينى مخصوص شيعيان و ضبط اوقاف ديگر بسبب سعى نادر در محو نام و نشان صفويّه و واداشتن مردم ايران بفراموش كردن آن خاندان و از ياد بردن آثار خير ايشان .
چون نادر سعى داشت كه سلطنت ايران را در خاندان خود موروثى كند و مذهب شيعه را براندازد با صفويّه كه سلطنت حقّا ارث ايشان و رواج مذهب شيعه مديون به آن طايفه بود عنادى مخصوص ميورزيد ولى ايرانيان قلبا به اين امر راضى نبودند و به همين علّت باطنا نادر را دشمن ميداشتند مخصوصا چون خود او مردى سختكش و بىرحم بود و از عمّال و محصّلين او نيز ظلم و تعدّى فوق العاده سرميزد هيچكس بميل دل طالب دوام دولت او نبود .
لشكركشى بداغستان و دفاع مردانهء مردم آنجا و كور كردن رضا قلى ميرزا و انقلاباتى كه در همان ايّام در ايران رخ داد مزاج نادر را كه در ابتدا جز تندخوئى و سختكشى و اصرار در اقامهء تسنّن عيبى ديگر نداشت بكلّى از حال استقامت منحرف كرد و چون دولت عثمانى هم از شرايط او استنكاف داشت بيش از پيش او را درنده خو و بدسيرت كرد و از همه بيشتر غصّهء كور كردن رضا قلى ميرزا او را آزار ميداد و چون از اين كرده پشيمان گشت پنجاه تن از امرا را به اين بهانه كه چرا در روز واقعه شفاعت نكردند كشت .
اين پادشاه كه در اوايل كار شخصى كريم و بخشنده بود پس از غارت دهلى و آوردن غنايم هند دستخوش لئامت طبع و مالدوستى و خردهگيرى گرديد ، ماليات سه ساله را كه بخشيده بود به سختى مطالبه كرد و هرچه بدست مىآورد بقلعهء كلات مى