تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
در قزوين ساخته است . در مملكتدارى نادر امر مهم توجه اوست بتهيّهء بحريّهء تجارتى در درياى مازندران براى لشكركشى بداغستان و در خليج فارس براى تسلّط بر عمان و جزاير اين حدود . در سال 1151 يكى از سياحان انگليسى بنام جان التن « 1 » كه سابقا در خدمت روسيّه بود با مقدارى مال التجاره برشت آمد و از رضا قلى ميرزا فرمانى داير به تجارت با ايران گرفت و بانگليس برگشت و مردم را بتجارت با ايران تشويق نمود و پس از مراجعت و تحصيل اجازه از روسيه در شهر غازان دو كشتى ساخت و با همانها بساحل گيلان آمد . نادر از وجود التن استفاده كرده و التن اسلام آورد و سمت دريابيكى يافت و مأمور شد كه در 1156 در مشهدسر و لنگرود براى ايران كشتى بسازد . التون با وجود مخالفت روسها و همشهريان خود كه از دشمنى روسها با تجّار انگليسى بيم داشتند دست از كار نكشيد و با عزم راسخ و كمك چند تن روسى و هندى موّفق شد كه يك كشتى به آب بيندازد حتّى بعد از قتل نادر هم دنبال كار خود را گرفت ليكن در سال 1165 در يكى از انقلابات محلى گيلان بقتل رسيد و موضوع كشتى رانى بحر خزر موقوف ماند . در سال 1149 موقعى كه محمّد تقيخان والى فارس بعمان و بحرين لشكركشى ميكرد چون كشتى نداشت بفشار هلنديها را بنقل و انتقال سپاهيان خود واداشت و به اين ترتيب عمان و مسقط را گرفت و چون انگليسها در اين عمل بايران كمكى نكردند بلكه بر خلاف بعثمانيها در دفاع بصره يارى نمودند نادر نسبت بايشان متغيّر شد و خود درصدد تهيّهء جهازاتى در خليج برآمد و حكم كرد كه در بوشهر كشتى بسازند امّا به اين ترتيب كه از جنگل مازندران چوب بسواحل خليج ببرند و مردم بلادسر راه مجبور باشند كه مجانا اين چوبها را آبادى بآبادى به يكديگر برسانند . اين كار هم نتيجهء مطلوبى نداد و ايران در ساحل خليج داراى كشتى نشد .
هامش
( 1 ) -John Elton