خان لزگى و خوانين دربند و داغستان را با خود همدست نموده بود . نادر بتوسّط نصر اللّه ميرزا و چند تن از سرداران خود انقلاب اين حدود را بالاخره خواباند و سام ميرزا در ذى القعدهء 1156 دستگير گرديد .
ديگر قيام قاجاريّهء استراباد بود بتوسّط محمّد حسن خان قاجار پسر فتحعليخان نايب السلطنهء شاه طهماسب دوّم . نادر بتوسّط شعبهء ديگر قاجاريه كه با ايل فتحعليخان دشمنى داشتند در اواخر 1156 محمد حسنخان را بصحراى تركمن منهزم ساخت و استراباد را ويران نمود و جمع كثيرى از بيگناه و گناهكار را كشت .
نادر در اوايل سال 1156 بصحراى موقان آمد و از آنجا براى حمله به خاك عثمانى توپخانهء خود را بكرمانشاه فرستاد . احمد پاشا والى بغداد از در صلحخواهى درآمد ولى نادر كه خيالش تحميل شرايط خود بر بابعالى بود بتصرّف عتبات و كركوك و موصل پرداخت دولت عثمانى در اواخر سال 1156 از نادر تقاضا كرد كه دست از جنگ بردارد تا طرفين بار ديگر در باب مسائل مذهبى بمذاكرات بپردازند نادر بشهروان برگشت و قرار شد كه از طريق سياسى حلّ اختلاف به عمل آيد .
در اوايل سال 1157 سرعسكر قارص احمد پاشا حمّال اوغلى شخصى از اهالى رفسنجان كرمان را بعنوان صفى ميرزا علم نمود و او را وارث سلطنت ايران اعلام كرد و بنادر پيغام داد كه من مأمورم صفى ميرزا را بسلطنت ايران برسانم . نادر سام ميرزا مدّعى سابق الذّكر را كه در اردو داشت از يك چشم نابينا ساخت و او را پيش احمد پاشا فرستاد و پيغام داد كه سام ميرزا را براى ديدار برادر مجهول خود پيش تو فرستادم و خود نيز به طرف قارص عازم شد .
نادر در جمادى الاخرى سال 1157 با نصر اللّه ميرزا بقارص آمد و آنجا را در در محاصره گرفت و چون احمد پاشا حاضر شد كه واسطهء قبولاندن شرايط نادر بسلطان شود نادر از قارص به طرف داغستان آمد و از چهار طرف لزگيهاى را در ميان گرفت و پس از سركوبى و گرفتن اطاعت از رؤساى ايشان بكنار ارس برگشت .
در اوايل 1158 بنادر خبر رسيد كه محمّد يكن پاشا با چندين سرعسگر
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 731
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٧٣١