بعد از چند روز از اين واقعه نادر يكى از نوادههاى اورنگزيب را به عقد نصر اللّه ميرزا درآورد و محمّد شاه حكم كرد كه در تمام ممالك او بنام نادر سكّه و خطبه را جارى سازند و امرا و اعيان هر كدام از جواهر و نقدينه پيشكشى قابلى تقديم نادر نمايند . ايشان هم بميل يا عنف اطاعت كردند و از اين ممرّ بالغ بر 15 كرور نصيب نادر گرديد .
قيمت نفايسى را كه نادر از هند بدست آورده از 000 ، 500 ، 87 ليرهء انگليسى تا 000 ، 000 ، 30 ليره تخمين زدهاند و از آن جمله بوده است تخت طاوس و قطعهء الماس معروف كوه نور .
نادر به تمام سران سپاه خود و امراى هند انعامهاى لايق داد و ماليات سه سالهء ايران را بخشيد ( اگرچه اين قسمت را بعدها به زور از مردم پس گرفت ) و بدست خود تاج سلطنت را بر سر محمّد شاه گذاشت محمّد شاه هم ممالك طرف مغرب سند يعنى غزنين و كابل و قسمتى از پنجاب را بنادر واگذاشت و پادشاه ايران پس از پنجاه و هفت روز اقامت در دهلى در 7 صفر 1152 به طرف سند حركت نمود .
در موقعى كه خبر قتل نادر انتشار يافت رضا قلى ميرزا از بيم آنكه مبادا مردم ايران بطرفدارى صفويّه برخيزند محمّد حسينخان قاجار را بقتل شاه طهماسب دوّم كه در سبزوار بود واداشت و پسران او يعنى شاه عبّاس سوّم و سليمان ميرزا را نيز كشت تا احدى از دودمان صفوى براى ادّعاى سلطنت بجا نماند اين حركت رضا قلى ميرزا را نادر بعد از اطّلاع ابدا تقبيح ننمود بلكه بعقيدهء جمعى اصلا اين كار به اشاره خود نادر صورت گرفته بود .
سفر نادر ببخارا و خيوه و داغستان
در مراجعت بكابل نادر شنيد كه خدايار خان عبّاسى حاكم سند از ضميمه شدن قلمرو خود بايران راضى نيست و دم از عدم اطاعت مىزند . نادر از كابل به سمت صحراى تار به عقب خدايار خان حركت كرد و خدايار خان جز تسليم چارهاى نديد . نادر او را بخشود و بحكومت سابقش مستقرّ ساخت و از سند عدّهاى را ببلخ فرستاد تا در ساحل جيحون