تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
و پسرش نصر اللّه ميرزا بتصرّف شمال افغانستان حركت كردند و نادر پس از تسخير اين نقاط و هفت ماه اقامت در كابل چون باز در جواب پيغامهاى خود بمحمّد شاه بىاعتنائى ديد به سمت جلال‌آباد حركت نمود و پس از تسخير معابر هند شمال غربى در رمضان داخل در جلگهء پنجاب شد و در پيشاور بود كه خبر قتل برادرش ابراهيم خان ظهير الدّوله بدست لزكيهاى داغستان به او رسيد . نادر اصلانخان قرخلو را بجاى او و صفى خان بغايرى را بسردارى داغستان و به سمت دهلى پيش راند .

جنگ كرنال در 15 ذى القعدهء 1151

بعد از عبور از سند و فتح لاهور نادر مراسله‌اى بمحمّد شاه نوشت و پس از يادآورى همجنسى خاندان افشار با خاندان بابر و گله از معطّل كردن سفراى خود سفر خويش را بهند براى تنبيه بدخواهانى قلمداد نمود كه شاه را به اين طرز معامله وادار نموده بودند . در محلّ سرهند نادر شنيد كه محمّد شاه با 000 ، 300 جنگى و 000 ، 2 زنجير فيل و 000 ، 2 عرّاده توپ از دهلى حركت كرده و بمحلّ كرنال واقع در ساحل نهر جمنا و بيست فرسنگى شمال دهلى آمده است . اختيار امور محمّد شاه در اين ايّام در دست سه تن بود اوّل نواب نظام الملك بهادر صوبه‌دار يعنى حاكم دكنّ كه بعلّت نقارى كه بين او و شاه حاصل شده بود لشكريان خود را احضار نكرد و بعقيدهء بعضى پنهانى با نادر دست يكى داشت ، دوّم خان دوران صمصام الدّوله امير الامرا و فرمانده كلّ سپاه محمّد شاه ، سوّم قمر الدّين خان اعتماد الدّوله صدراعظم مملكت اين سه تن هيچكدام با ديگرى خوب نبودند و باطنا در شكست كار يكديگر ميكوشيدند . نادر به سهولت در 15 ذى القعده در جلگهء كرنال لشكريان بيشمار محمّد شاه را بقدرت تفنگچيان ماهر خود از پا درآورد ، خان دوران و برادرش هر دو كشته شدند ، عدد مقتولين هندى را 000 ، 20 و شمارهء كشتگان اردوى نادر را 42 و مجروحين آن را 200 نوشته‌اند و علّت اين امر بيشتر آن بود كه هنديها با تير و كمان مىجنگيدند و ايرانيان با تفنگ .