تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢

سلطنت شاه صفى ( 1038 - 1052 )

مرگ شاه عباس و جلوس پادشاه جوان بىتدبيرى بجاى او بار ديگر ميدان تاخت‌وتاز را بدست ازبكان و تركان عثمانى داد ازبكان در شوال 1038 بمشهد حمله بردند ليكن از منوچهر خان حكمران مشهد شكست خوردند و بتركستان و خوارزم گريختند . اما وقايع مهمى كه در حدود شمال غربى و مغرب ايران روى كرد به اين آسانيها دفع نشد و در تمام مدت چهارده سال سلطنت شاه صفى گرفتار آنها بود و در طى همين قضايا بوده كه بىكفايتى اين شاه كاملا مشهود گرديده است . سلطان مراد چهارم ( 1032 - 1049 ) كه يكى از آخرين سلاطين با كفايت و كشورگشاى تركيه است بمحض شنيدن خبر مرگ شاه عباس مصمم جبران شكست‌هاى عهد آن پادشاه مغفور گرديد مخصوصا تسخير مجدد بغداد را منظور نظر خويش قرار داد . يكى از خانوادگان گرجى كه در خدمت شاه عباس ميزيست و در جنگها از او خدمات شايان سر زده بود بنام گيورگى ساكادزه « 1 » ملقب بلقب موراوى « 2 » در سال 1032 بر شاه ياغى شد و در گرجستان ببرانگيختن مردم بر ايران پرداخت و چون پس از مدتى كروفر ديد تاب مقاومت ندارد پيش سلطان مراد خان گريخت و پيوسته سلطان را بلشكركشى بايران مىخواند . سلطان مراد كه تا شاه عباس حيات داشت جرأت اقدام به اين كار نداشت در سال اول سلطنت شاه صفى خسرو پاشا صدراعظم خود را با لشكرى به طرف بغداد فرستاد و موراوى گرجى را نيز بحدود موصل و وان و آذربايجان مأمور نمود . حدود آذربايجان را رستم بيگ ديوان بيگى از تعرض حفظ كرد و موراوى را هم خسرو
هامش
( 1 ) -Giorgi sakadze( 2 ) -Mouravi
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 692 | عباس إقبال آشتياني / حسن پيرنيا ( مشير الدوله )