فيليپ سوم را به كلى از جزاير و سواحل خليج كوتاه كرد .
در سال 1016 شاه عباس چون آنتونى شرلى از اروپا برنگشت و سفارت حسين على بيك بيات نيز نتيجهء مطلوبى نداد برادر آنتونى شرلى يعنى رابرت را كه در جنگ هاى با عثمانى خدماتى شايسته كرده و منظور شاه شده بود بسفارت باروپا فرستاد و او از 1016 تا 1024 در هندوستان و آلمان و ايتاليا و رم و اسپانيا و انگلستان بنام شاه عباس با سلاطين اين كشورها و پاپ مذاكراتى كرد از جمله در 1019 به خدمت فيليپ سوم رسيد ولى در اينجا گرفتار دسيسههاى برادرش آنتونى شد و او كه بر جاه برادر رشك ميبرد رابرت را بتيره كردن روابط بين پادشاه انگليس و دربار عثمانى و توليد جنگ متهم ميكرد .
عاقبت رابرت در 1020 بحضور پادشاه انگليس بار يافت و پيشنهادهاى شاه عباس را در واگذاشتن دو بندر از بنادر ايران بانگليسها و دادن حق آزادى تجارت بايشان و آزادى بخشيدن بكاركنان شركت انگليسى هند شرقى در مقابل قطع تجارت با عثمانى به اطلاع او رساند ليكن به علت مخالفت جمعى از تجار انگليسى كه با بنادر شام و عثمانى تجارتى مهم داشتند و منافع خود را در خطر مىديدند شاه انگليس زير بار نرفت فقط برابرت شرلى اجازه داد كه در مراجعت باصفهان با ايران معاهدهاى ببندد و رابرت هم پس از تحمل مشقات بسيار در سفر بالاخره در 1024 باصفهان وارد شد .
شركت هند شرقى انگليس خود در همين اوان سفيرى بايران فرستاد تا با تحصيل اجازه از شاه مقدارى كالاهاى خود را كه در هند فروش نرفته بود و در ايران مشترى داشت به فروش برساند . سفير شركت با وجود مخالفت رابرت شرلى به تحصيل چنين اجازه نايل آمد و شاه عباس بندر جاسك را براى اقامت تجار و بازار تجارت ايشان به اختيار شركت گذاشت و با اين عمل پاى رقيب مقتدرى را براى تجار پرتقالى در خليج باز كرد .
رابرت شرلى بار ديگر در 1024 بسفارت پيش فيليپ سوم رفت و فيليپ هم
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 690
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٦٩٠