تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 689

مساهمون:

ص٦٨٩
كسر شده بدستيارى همراهان برادران شرلى سواره نظامى بعدد 10000 و پيادگانى بشمارهء 20000 مهيّا نمود كه همه تعليم يافته بودند و از دولت جيره و مواجب ميگرفتند و براى ايشان توپخانهء صحيحى نيز ترتيب داده و فرماندهى كلّ ايشان به اللّه ورديخان واگذار گرديد . شاه عباس براى پيش‌بينى از خطر احتمالى قزلباشان جهت حفظ خود از طوايف مختلفه ايل تازه‌اى بنام شاهيسون يعنى دوستداران شاه ترتيب داد و اين ايل علاوه بر محافظت شاه در جزء سپاهيان او نيز داخل شدند . در اواخر سال 1007 كه شاه عباس بتشكيل چنين سپاهى توفيق يافت و بحملهء بر عثمانيان تصميم گرفت آنتولى شرلى را بمعيّت حسينعلى بيك بيات بدربارهاى اروپا فرستاد تا هم در باب فروش ابريشم ايران كه در اين تاريخ از نفايس كالاهاى مطلوب اروپائيان بود با ايشان قرارهائى مقرون بصرفه ببندد و هم پايهء اتّحاد بر ضدّ عثمانى را بر مقامى استوار بنا گذارد . در ميان راه بين شرلى و حسينعلى بيك بهم خورد و شرلى از او جدا شد و به اسپانيا پيش فيليپ سوّم رفت ديگر بايران برنگشت حسين على بيك پس از سفرى دراز بدربار اسپانيا رسيد قريب چهار سال طىّ طريق عاقبت با يك كشتى كه فيليپ به اختيار او گذاشته بود بايران برگشت و در همين اوان بود كه پادشاه اسپانيا دوگووه‌آ « 1 » را بسفارت بايران روانه نمود و چنان كه ديديم شاه عباس براى جلب ملاطفت فيليپ حاضر شد كه از محاصرهء جرون دست بردارد و بحرين را هم بوعده بپرتغاليها مسترد نمايد . همين دوگووه‌آ بار ديگر در 1017 بايران آمد و اين دفعه با زنگير بيك سفير ايران باسپانيا مراجعت نمود و در 1021 بايران بازگشت . ليكن بشرحيكه سابقا گفتيم اين سفارتها هيچكدام نتيجهء صحيحى نداد چه نه شاه عباس حاضر شد كه بحرين را پس دهد و نه فيليپ بشاه ايران در تعرّض بعثمانى از سمت مغرب يارى نمود . لشكركشى بهرموز رشتهء اين مذاكرات دوستانه را قطع نمود و دست پرتغاليها رعاياى
هامش
( 1 ) -de Qouvea