خود را اين بار تلافى كنند در مقابل بامامقليخان پيشنهاد كردند كه تمام جزيرهء هرموز و نصف عايدات گمركى آنجا و حقّ نگاهداشتن چهار جهاز جنگى را در خليج بايشان واگذارد . امامقليخان كه نميخواست هرموز بار ديگر بدست عيسويان بيفتد زير بار قبول نرفت و اجراى نقشهء تسخير مسقط و عمان با وجود لشكركشى امامقليخان به آنجا بعلّت ضعف قواى بحرى ايران پيشرفت صحيح نكرد . در مقابل پرتغاليها هم هرچه كوشيدند كه هرموز را پس بگيرند توفيق نيافتند تا آنكه در 1034 با شاه عبّاس صلح نمودند و از جميع متصرّفات سابق خود چشم پوشيدند . شاه عبّاس هم چون نميخواست كه دوستى پادشاه اسپانيا و پرتغاليها را از دست دهد تا در صورت بروز دشمنى با انگليسها تنها نماند بپرتغاليها اجازه داد كه در بحرين بصيد مرواريد بپردازند و در بندر كنگ در شمال شرقى لنگه براى خود قلعه و دار التّجاره بسازند .
مرگ شاه عباس در 23 ج 1 سال 1038
در سال آخر سلطنت خود شاه عبّاس بامامقليخان والى فارس دستور داد كه او و امراى خوزستان لشكر ببصره بكشند و از راه دجله و عربستان آن بندر را تسخير كنند و خود شاه نيز عازم مازندران شد . در مازندران كسالت شاه رو بشدّت گذاشت تا بالاخره بتاريخ شب 24 جمادى الاولى از سال 1038 در بلدهء اشرف ( بهشهر حاليّه ) جان سپرد و در اين حال از عمر او 59 سال و هشت ماه و 23 روز گذشته بود و نعش او را از آنجا بكاشان آوردند و پس از مدتى در قم به خاك سپردند .
رسيدن خبر فوت شاه عبّاس امامقليخان را كه بمحاصرهء بصره مشغول بود از تعقيب تصرّف آن شهر بازداشت و او باصفهان آمد تا بحضور پادشاه جديد برسد .
شاه عباس بزرگ كه از به دو ادعاى سلطنت در خراسان 49 و پس از خلع پدر 43 سال در ايران سلطنت كرده بعلّت اعمال بزرگى كه در كشورگيرى و آثار خيرى كه از او در مملكتدارى بروز نموده بلاشبهه بزرگترين پادشاهان بعد از اسلام ايرانست و شايد در ميان عامّهء ايرانى هيچيك از پادشاهان ما بشهرت و خوش نامى او نباشند . حكايات و افسانهها كه از او بر سر زبان مردم جاريست همه شاهد اين حال است