عاقبت امامقليخان ايشان را در صورت نپذيرفتن تكاليف او بضبط جميع كالاهاى متعلّق بشركت در سواحل خليج تهديد نمود . بالاخره نمايندگان شركت در ميناب با امامقلى خان عهدنامهاى بستند و قرار شد كه ايرانيها از خشكى و انگليسها از دريا بقشم و هرموز حمله كنند و پس از فتح غنايم را بتساوى تقسيم نمايند ، مخارج كشتيها و مصالح ناريّه را دو طرف نصف به نصف بپردازند و از اسرا مسلمين بايرانيها و عيسويان ( باستثناى حاكم پرتغالى هرموز كه بايد بايران سپرده شود ) بانگليسها واگذار شوند و حاصل گمرك هرموز بين دو طرف تقسيم شود و اجناسى كه انگليسها براى شاه و والى فارس وارد ميكنند از پرداخت حقوق گمركى معاف باشد .
بعد از عقد اين قرارداد امامقليخان ابتدا بقشم حمله برد و با تصرّف آنجا راه آب شيرين را بر روى پرتغاليان هرموز بست سپس عامل عمان را بر پرتغاليان شوراند .
پس از فتح قشم قواى متّحد ايرانى و انگليسى در 27 ربيع الثانى سال 1031 بمحاصرهء قلعهء هرموز پرداختند و بالاخره آنجا را در دهم جمادى الاخرى فتح كردند .
3000 اسير پرتغالى بدست انگليسها افتاد و عدهاى عرب بچنگ ايرانيها . اين جماعت اخير را بامر امامقليخان كشتند و سرهاى ايشان را ببندر عبّاسى فرستادند .
با فتح هرموز هم بزرگترين و مستحكمترين پناهگاههاى پرتغاليها در خليج پس از يك قرن و كسرى از دست ايشان بيرون رفت و هم سلسلهء قديم امراى هرموز كه از چندين قرن قبل در هرموز قديم ( ميناب حاليّه ) و هرموز جديد ( جزيرهء حاليّهء هرموز ) و سواحل موغستان و عمان گاهى باستقلال و زمانى ديگر تحت امر امراى ايران و اخيرا در زير حكم پادشاهان پرتغال و اسپانيا امارت ميكردند بتاريخ 1031 برافتاد .
پس از فتح قشم و هرموز امامقليخان ميخواست عمان و مسقط را هم از كف پرتغاليها بيرون آورد و مسلمين آن نقاط را هم از شرّ تعدّيات جابرانهء ايشان خلاص دهد به همين نيّت براى جلب مساعدت انگليسها با نمايندگان شركت هند شرقى بمذاكره پرداخت .
اما انگليسها كه از فتح هرموز نتيجهاى بنفع خود نگرفته بودند و ميخواستند خسارات
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 684
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٦٨٤