تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
عاقبت امامقليخان ايشان را در صورت نپذيرفتن تكاليف او بضبط جميع كالاهاى متعلّق بشركت در سواحل خليج تهديد نمود . بالاخره نمايندگان شركت در ميناب با امامقلى خان عهدنامه‌اى بستند و قرار شد كه ايرانيها از خشكى و انگليسها از دريا بقشم و هرموز حمله كنند و پس از فتح غنايم را بتساوى تقسيم نمايند ، مخارج كشتيها و مصالح ناريّه را دو طرف نصف به نصف بپردازند و از اسرا مسلمين بايرانيها و عيسويان ( باستثناى حاكم پرتغالى هرموز كه بايد بايران سپرده شود ) بانگليسها واگذار شوند و حاصل گمرك هرموز بين دو طرف تقسيم شود و اجناسى كه انگليسها براى شاه و والى فارس وارد ميكنند از پرداخت حقوق گمركى معاف باشد . بعد از عقد اين قرارداد امامقليخان ابتدا بقشم حمله برد و با تصرّف آنجا راه آب شيرين را بر روى پرتغاليان هرموز بست سپس عامل عمان را بر پرتغاليان شوراند . پس از فتح قشم قواى متّحد ايرانى و انگليسى در 27 ربيع الثانى سال 1031 بمحاصرهء قلعهء هرموز پرداختند و بالاخره آنجا را در دهم جمادى الاخرى فتح كردند . 3000 اسير پرتغالى بدست انگليسها افتاد و عده‌اى عرب بچنگ ايرانيها . اين جماعت اخير را بامر امامقليخان كشتند و سرهاى ايشان را ببندر عبّاسى فرستادند . با فتح هرموز هم بزرگترين و مستحكمترين پناهگاه‌هاى پرتغاليها در خليج پس از يك قرن و كسرى از دست ايشان بيرون رفت و هم سلسلهء قديم امراى هرموز كه از چندين قرن قبل در هرموز قديم ( ميناب حاليّه ) و هرموز جديد ( جزيرهء حاليّهء هرموز ) و سواحل موغستان و عمان گاهى باستقلال و زمانى ديگر تحت امر امراى ايران و اخيرا در زير حكم پادشاهان پرتغال و اسپانيا امارت ميكردند بتاريخ 1031 برافتاد . پس از فتح قشم و هرموز امامقليخان ميخواست عمان و مسقط را هم از كف پرتغاليها بيرون آورد و مسلمين آن نقاط را هم از شرّ تعدّيات جابرانهء ايشان خلاص دهد به همين نيّت براى جلب مساعدت انگليسها با نمايندگان شركت هند شرقى بمذاكره پرداخت . اما انگليسها كه از فتح هرموز نتيجه‌اى بنفع خود نگرفته بودند و ميخواستند خسارات