( طه ) آيهء 106 - 107 ) .
( 79 ) - در اصل اثر آن ، و اين غلط است . ايران لغت تركى و به معنى دوغ است .
( 80 ) - در اصل : سل .
( 81 ) - اصطلاحات علم سياق و حساب قديم .
( 82 ) - در اصل نكصو . تكفور نوعى لقب براى پادشاهان ارمنيهء صغرى بوده است ( نك .
تاريخ جهانگشا ، تصحيح قزوينى . ج سوم ص 490 - 484 ) اين لقب در تاريخهاى اين دوره به صورتهاى مختلف تاكور ، تكور ، تاگاور ، تقفور و غيره آمده است .
( 83 ) - بولارغى ، سردار مغولى كه نام او با تحريرهاى مختلف بلارغو ، بلرغى ، بولارغى و بولارغو آمده است .
( 84 ) - در اصل خفن ؟ ؟ ؟ آمده كه ظاهرا غلط است ، به حساب ابجد خقز برابر 708 مىشود كه سال مورد گفتگوست .
( 85 ) -
« هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
« اين بخشش ماست بىحساب ، پس منت نه يا منع كن » سورهء 138 ( ص ) آيهء 39 .
( 86 ) - در اصل حباره ؟ ؟ ؟ كوكسين ؟ ؟ ؟ ، اين عبارت دانسته نشد . ظاهرا از اصطلاحات نجومى است .
( 87 ) - در اصل : شسين .
( 88 ) - در اصل : اختيار .
( 89 ) - در اصل سگانه .
( 90 ) - نك به حاشيهء 4 .
( 91 ) - در اصل « را » دارد .
( 92 ) -
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
« و بتحقيق ما پدران خود را بر طريقهاى يافتيم » سورهء 43 ( الزخرف ) آيه 22 .
( 93 ) - در اصل نبهبد ؟ ؟ ؟ .
( 94 ) - صاحب مجالس المؤمنين در ص 357 ج دوم در وقايع زمان اولجايتو اين بحث را آورده ، ولى مىگويد كه نقل از حافظ ابرو است .
( 95 ) - در منظومهء ابن حجاج اين بيت نيامده است .
( 96 ) - در اصل چنين است ، اما اين عبارت دانسته نشد . حكى در فرهنگها بمعنى سخنچين آمده و شايد هم يك اصطلاح تركى و يا مغولى است ولى در فرهنگها ديده نشد .
( 97 ) - در اصل نجوم .
( 98 ) - در اصل نام ؟ ؟ ؟ .
( 99 ) -
وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ
« و تا حلال گردانم بر شما بعضى از آنچه حرام گرديده بر شما » سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 50 .
( 100 ) -
إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً
« براستى آنان مكر كنند مكر كردنى ، و من مكر مىكنم مكر كردنى » سورهء 86 ( الطارق ) آيهء 15 و 16 .
( 101 ) - امام اهل بيت ، منظور امام جعفر صادق است . بعد در حاشيه آورده است : الفقحة حلقة الدبر و الفقاح جمع ، ( اقناع ؛ شايد اسم كتاب باشد . ) و الذى ما له افتراء على مالك ( شرح ) در اصل ما كل .