( 102 ) -
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ
« و نمىخورند اموالشان را ميان خودشان بباطل » سورهء 2 ( البقره ) آيهء 188 .
( 103 ) -
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
« يكديگر را مكشيد » سورهء 4 ( النساء ) آيهء 29 .
( 104 ) - در حاشيه آورده است : ما قاله فى الاصول لا فى الفروع كذا فى الافكار و الحواقف ( شرح ) .
( 105 ) - در اصل اثيت ، داراى دو طبيعت بودن و دو وحدت مغاير داشتن ( نك لغتنامه دهخدا اثنينيت ) .
( 106 ) -
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
« پرسيده نشود از آنچه مىكند و ايشان پرسيده شوند . » سوره 21 ( الانبيا ) آيه 23 .
( 107 ) - چنين است در اصل .
( 108 ) - در اينجا چند عبارت فوق نامفهوم است و منظور مؤلف درك نشد .
( 109 ) - در اصل دادند .
( 110 ) - خانقاحيه ؟ ؟ ؟ ، چنين است در اصل .
( 111 ) - در اصل مال .
( 112 ) - در اصل باز .
( 113 ) - در اصل باشند .
( 114 ) - قايم انداختن از اصطلاحات بازى شطرنج است و قايمانداز شطرنج باز ماهر را گويند ( نك . مهمان نامهء بخارا ) - ص 154 سطر نوزدهم و ص 363 سطر 6 ) .
( 115 ) - مره شايد اسم خاص باشد .
( 116 ) - در اصل بست است .
( 117 ) - ( ص 115 ) - مفاليس جمع مفلس به معنى نادار است اما مناسب مقام نيست .
( 117 ) - ( ص 117 ) - فراوان بر گذشته به معنى زياد عمر كرده است . در اصل : ابحاد و اعوار .
( 118 ) - در اصل : با .
( 119 ) -
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ . فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
« پس نگريست نگريستنى در ستارگان ، پس گفتا براستى من بيمارم » سورهء 37 ( الصافات ) آيه 87 و 88 .
( 120 ) - در اصل : امين ؟ ؟ ؟ .
( 121 ) - در اصل اردوبينه .
( 122 ) - در اصل : فوات .
( 123 ) - عبارت روشن نيست .
( 124 ) -
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
« چنين نيست ، حقا آدمى گردنكش است آنگاه كه خود را بىنياز بيند » . سورهء 96 ( الفلق ) آيهء 7 - 6 .
( 125 ) - اذا تم امر دنا نقصه - توقع زوالا اذا قيل تم « هرگاه امرى كامل گرديد ، نقصان آن نزديك مىشود . منتظر زوال باش هر آنگاه كه گفتند كمال يافت .
( 126 ) - در اصل : خفقان .
( 127 ) - در اصل : افتاد .
( 128 ) - در اصل پارهنان ؟ ؟ ؟ . اصطلاح نانپاره به معنى مقررى در ادبيات اين دوره آمده است .