( 151 ) - در اصل : كفست .
( 152 ) - در اصل : آن .
( 153 ) - شايد : ساكنان ؟
( 154 ) - منظور اياس است در اينجا باز آورده است .
( 155 ) - در اصل : هوش ، و هوش به معنى گروه و گروه از هر جمع آمده است . ( اشتاين گاس ) .
( 156 ) - در اصل بقسطاس . صحيح فسطاط شهر معروف مصر است .
( 157 ) -
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ
« روزى كه مردمان باشند پروانهوار پراكنده در اضطراب » سورهء 101 ( القارعه ) آيهء 4 .
( 158 ) - الجراد المنثور : ملخهاى پراكنده . اشاره به سورهء القمر ( 54 ) آيهء 8 .
( 159 ) - اوتكوبفول مغولى و به معنى غلام خانوادگى است . اما قابحونى دانسته نشد .
( 160 ) - در اصل : احضر .
( 161 ) - در اصل : ايران . ايراق به معنى برگ درآوردن در اينجا بهتر است .
( 162 ) - قرآن سورهء ( الرحمن ) . . .
( 163 ) - چنين است در اصل . شايد جوى باشد .
( 164 ) -
وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
« و بشتابيد براى آمرزش از خداى خودتان و سوى بهشتى كه پهناى آن آسمانها و زمين است و آماده گرديده براى پرهيزگاران » سورهء 3 ( آل عمران ) آيهء 133 . در اصل كجنة آورده است .
( 165 ) - مليبار يا ماليبار ، كولم از شهرهاى آنست . ديوله ، ديول همان ديبل معروف است ( نك : منهاج ، ج اول ص 467 ) . كنبايت - كنبايه چهل روز بادهلى راه دارد ( ابن بطوطه ) .
سوالك ، قلعهء تاگور در ولايت سوالك ( نك : منهاج ، ج اول ص 285 ) . مالوا ( ابن بطوطه ) .
نيلاور . دومين قلعهاى كه به قول فرخى به دست سپاهيان سلطان [ محمود ] مسخر شد ( نك : نصر اللّه فلسفى . فتح سومنات . مجلهء شرق . سال اول ص 23 ) .
( 166 ) - در اصل بعد از وپيكار .
( 167 ) - در اصل : اعره ، و در جمله بعد عمارت صيفى معنى ندارد و زراعت صيفى بهتر است .
( 168 ) - يعنى در هر انجمنى سخن سخن را مىآورد ، من در درهاى هستم و تو در دره ديگر .
( 169 ) - در اصل : الحبال تجرى تحناج الرياح . اما جبال و بجناح خوانده شود بهتر است .
يعنى مانند كوههايى كه با بالهاى باد در روى آب حركت ميكنند .
( 170 ) - در اصل آنندار .
( 171 ) - پنج آب فاصل بين خراسان و هندوستان . و صاف ( ص 309 ) عبارات را به همين نحو آورده است . ظاهرا منبع هردو نويسنده يكى بوده است اما به جاى آب ستكوب در وصاف آب ستلتوت آورده . آب بياح همان بياه در طبقات ناصرى است ( ج اول ص 564 ) وصاف ، ص 309 : . . . و آب بياح ميگذرند ، بدين موجب است بنيان كوه جود پلاهور كوچه سوذره كوها ور چالندر حدكو كزححوت مولتان اچه جاسى سرستى كتيل سنام تبرنده سامانه حجيز كهران ناكودر و از طرف دهلى چون متوغل مىشوند به تواطن هند . . .
منهاج السراج به جاى جالنسى ، هالنسى مينويسد ، كتيل در ماللهند كوتيل ( ص 101 س 2 )