و گرنه چون شود اين مسأله مرا باور * كه اين خبر نكند در وزير هيچ اثر
چرا كه هيئت دولت بدون غنج و دلال * مكلفند نخستين به حفظ استقلال
على الخصوص كسى كه او رئيس بروزر است * رئيس هيئت دولت امير بر امر است
وزير خارجه برعكس زود داد جواب * به شخص كارگذارى نموده بود خطاب
كه كرده است تظلم بتلگراف فلان * كه كرده قونسول روس اينچنين و كرده چنان
اگر كه صدق بود كرده كار نامشروع * نماى قونسول از اينگونه كارها ممنوع
« مجد » چون در مقابل قونسول روس كارى از پيش نبرد ناچار براى احقاق حق خويش به تهران رفت و در راه بتهران مصادف با جنگ بينالمللى اول شد .
كشور ايران كه در آن هنگام تازه از نعمت مشروطيت برخوردار شده بود بواسطه موانع و مشگلات خارجى و داخلى هنوز جانى نگرفته و با وجود مخالفت بسيارى از رجال بيطرفى خود را اعلام نمود بنابراين لازم بود كه سربازان متخاصم بهيچوجه از سرحدات تجاوز ننموده و قدم بداخله كشور نگذارند . با اينحال ارتش روس در نواحى شمال تمركز يافته و خودسرانه در امور داخلى ايران مداخله ميكردند .
انگليسىها نيز ببهانه حفظ منافع خود نيروئى بنام پليس جنوب
( S . P . R . )
در كرمان و فارس تشكيل دادند . گروهى از ميهنپرستان نيز فريب متحدين را خورده با آلمانها سازش كردند و بدون اجازه حكومت مركزى افسران ژاندارمرى را با خود همداستان ساخته بكرمانشاه رفتند و مدتها با ارتش روس جنگ و جدال مىنمودند .
بر اثر اين اوضاع هيئت وزرا پشت سر هم سقوط مينمود و فرمان حكومت مركزى تنها در حوزه پايتخت قابل اجرا بود ! !
« مجد » پس از آنكه مدتى در تهران به اين در و آن در زد و دولتهاى وقت نيز بقدرى گرفتار كار خود بودند كه مجال رسيدگى به كار او را نيافتند « مجد » از اوضاع ناراحت شده و مسمط زير را انشاد نمود :